بسم الله الرحمن الرحیم 

وصل الله علی سیدنا محمد وآله الاطهار 

 

قال الله الحکیم فی کتابه 

انا اعطیناک الکوثر 

یعنی ما به تو ( ای پیامبر ) فاطمه را دادیم. 

 

دشمنان رسول خدا صل الله علیه وآله وسلم از اینکه می دیدند فرزندان ذکور پیامبر از دنیا رفته اند، دائما نسبت به نبی مکرم اسلام، جسارت هایی می کردند. از جمله اینکه به حضرت، نسبت ابتر یعنی مقطوع النسل و بدون دنباله می دادند. کسی که این جسارت را نسبت به ساحت مقدس پیامبر اسلام انجام می داد، عاص بن وائل لعنة الله علیه بود.

و جالب اینجاست که نقل شده است که ده پسر داشت عاص بن وائل ،که همگی قبل از خودش، از دنیا رفتند. و در ادامه سوره کوثر، آیه ان شانئک هو الابتر اشاره به همین دارد که دشمن پیامبر " که همان عاص بن وائل باشد بلکه هر کسی که با پیامبر دشمنی کند "، ابتر است.  

از این رو، خدای متعال با بخشیدن حضرت سیدة النساء العالمین سلام الله علیها به پیامبرش، خیر کثیر عطا فرمود و نسل مبارک رسول الله، از حضرت زهرا سلام الله علیها امتداد یافت. 

________________

پ.ن :

سوره کوثر ؛ آیه 1 و آیه 3 

ذکور = مذکر  


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فضائل حضرت زهرا


تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۱٩ | ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم 

وصل الله علی سیدنا محمد وآله الاطهار والعن اعدائهم اجمعین 

 

قال الله الحکیم فی کتابه : 

فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما. 

یعنی خدای متعال امیرالمومنین را بر ابوبکر برتری بزرگی داده است. 

 

شاید برای بعضی دوستان تشیع، شبهه پیش بیاید که من در جمله فوق، امیرالمومنین را با کسی مقایسه کردم. 

توضیح : 

ابدا و مطلقا امیرالمومنین سلام الله علیه را با کسی مقایسه نکردم. چرا که اعتقاد کامل به این حدیث داریم که لا یقاس بآل محمد صلی الله علیه وآله وسلم من هذه الامة احد. 

من در صدد بیان، مصداق مجاهد و مصداق قاعد بودم که امیرالمومنین مصداق مجاهد اند و اولی مصداق قاعد، چنانچه در جنگ بدر، امیرالمومنین در میدان مبارزه مشغول جهاد فی سبیل الله و رسوله بودند، و ابوبکر در خیمه نشسته بود. 

_________________

سوره نساء آیه 95


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فضائل امیرالمومنین


تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۱۸ | ۱:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم  

وصل الله علی سیدنا محمد وآله الاطهار والعن اعدائهم اجمعین 

 

قال امیرالمومنین علی بن ابی طالب سلام الله علیهما : لیس حکیم من لم یدار من لا یجد بدا من مداراته. 

حکیم نیست کسی که، با کسی که چاره ای جز مدارا با او نیست، مدارا نکند. 

فرمایش گوهربار امیرالمومنین سلام الله علیه را اگر ما در زندگی انجام دهیم و پیاده کنیم و عمل کنیم به معنای واقعی کلمه، قطعا تلخی هایی که در زندگی وجود دارد، به شیرینی تبدیل می شود. چنانچه در حدیث نبوی آمده است که هر کسی از مدارا محروم باشد، از خیر محروم است. همین تبدیل کردن تلخی به شیرینی ناشی از انجام دادن مدارا ، یکی از خیر هایی است که از ناحیه مدارا کردن متوجه انسان می شود.

 

گاهی مدارا در برابر مخالفین مذهب هست که اگرچه اصل مدارا کردن در برابر این افراد ممکن است تلخ باشد، اما نتایجی که از مدارا کردن عاید انسان می شود، بسیار شیرین و دلپذیر است. در برابر مخالفین مذهب، جز مدارا راهی نیست. یعنی جز به مدارا کردن نمی شود با آنها برخورد کرد. همین برخورد همراه مدارا و رفق با آنان، باعث می شود که فاعل این کار حکیم نامیده شود، چرا که تمام سختی هایی که در مدارا وجود دارد، آن هم در مدارای با یک مخالف مذهبی، همه را تحمل میکند به امید اینکه او اصلاح بشود. 

از خدای متعال می خواهیم که توفیق مدارا کردن در برخورد با مردم و خصوصا مخالفین در زمینه های مختلف را به ما عطا بفرماید. 

 

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته 

 

____________________

پ.ن : 

تحف العقول صفحه 218  

بحارالانوار جلد 75 ، صفحه 57، حدیث 121


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حدیث اخلاق


تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۱۸ | ٩:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم 

وصل الله علی سیدنا محمد وآله الاطهار

 

سلام به همه دوستان.

بعد از یک غیبت نسبتا طولانی در این فضا ، خدای متعال توفیقی عنایت فرمود که مجددا در این فضا حضور داشته باشم. خدای بزرگ را به خاطر این نعمت شکر میکنم. 

ان شاء الله سعی بر این است که این وبلاگ که جهت نشر فضائل اهل البیت علیهم السلام راه اندازی شده بود ، مجددا راه اندازی بشود.

عزاداری های همه شما عشاق معصومین علیهم سلام الله ، در شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، ان شاء الله مورد قبول درگاه خداوند متعال قرار گرفته باشد.  

بهار 95 هم از راه رسید اما بهار واقعی هنوز در پس پرده غیبت به سر می برد. ان شاء الله سال 95 ، سال ظهور مولا و صاحب ما حضرت ولیعصر ارواحنافداه باشد.

التماس دعا

یا علی مدد  


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٢۸ | ٧:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

یا صاحب الزمان ادرکنا. آقا جان مصیبت جد بزرگوارتان حضرت سیدالشهدا امام حسین بن علی علیهما السلام را به محضر نورانی تان تسلیت عرض میکنم.

چه خوب گفت علامه امینی رحمه الله علیه، که شب عاشورا ای مردم برای قلب نازنین امام زمان ارواحنافداه صدقه کنار بگذارید چرا که قلب حضرت در فشار است.

خدا میداند چقدر قلب حضرت در فشار است. لا اله الا الله.

وجود با عظمت رسول الله فرمودند شهادت حسین حرارتی در دل های مومنین انداخته که هرگز خاموش نمی شود. و حالا می بینید که بعد از 1375 سال هر وقت ذکر مصیبت سیدالشهدا را هر کسی می شنود قلبش می تپد و اشک از چشمانش جاری می شود. بعد از 1375 سال در عزای اباعبدالله سیاه بر تن می کند. هر وقت نام مبارک اباعبدالله برده می شود حالش دگرگون می شود و بغض تمام وجودش را فرا میگیرد. حسین گونه زندگی میکند حسین گونه عمل میکند. عاشق دوستان حسین است. اینها همه حرارتی ست که در دل ها افتاده و هرگز خاموش نمی شود.

وقتی مولا به دنیا آمدند، برادر رسول الله، حضرت روح الامین جبرئیل خبر شهادت اباعبدالله را به پیامبر دادند و خاک کربلا را برای حضرت آوردند. وجود با عظمت رسول الله گریستند برای ابا عبدالله. آن قطعه خاک کربلا را دادند به ام المومنین ام سلمه سلام الله علیها و فرمودند هر گاه این خاک تبدیل به خون گشت حسین من به شهادت رسیده است.

وقتی امیرالمومنین به سمت صفین می رفتند از کربلا رد شدند و عبور کردند، در آن سرزمین پاک توقف فرمودند و ذکر آینده کربلا را کردند و مانند رسول الله فراوان می گریستند.

حضرت سیدة النساء العالمین که جان عالم به فدای حضرتش، نزد زائران قبر امام حسین حاضر می شوند و برای گناهان اونها طلب مغفرت و آمرزش می کنند. قلب اهل البیت علیهم السلام همه خون است از کربلا. از شهادت امام حسین. حضرت زینب سلام الله علیها با آن همه مصیبت هایی که شاهد بودند در جواب ابن زیاد لعین فرمودند ما رایت الا جمیلا. جز زیبایی چیزی ندیدم.

وقتی که امام مجتبی علیه السلام بعد از مسموم شدن به زهر معاویه ملعون و جعده ملعونه در بستر شهادت بودند، اباعبدالله برای امام مجتبی گریه میکردند. امام مجتبی فرمودند لا یوم کیومک یا اباعبدالله . هیچ روزی مانند روز تو نیست. تمام مصیبت های اهل البیت یک طرف، روز اباعبدالله یک طرف.

وقتی حر جلوی امام را گرفت، امام با حالتی غضبناک فرمودند مادرت به عزایت بنشیند بعد از توبه و بازگشت حر، افتاده بود بر زمین، امام بر بالینش حاضر شدند و فرمودند تو حر هستی همانطور که مادرت تو را حر نامید.

امام حسین یک یاور داشت به نام حبیب بن مظاهر، که فراوان حبیب را دوست داشتند اون لحظه ای که حبیب افتاده بود امام و مسلم بن عوسجه بر بالین حبیب رفتند در آن لحظه حبیب بن مظاهر با اندوه زیاد وصیت کرد به مسلم بن عوسجه که دست از این مظلوم برندار و اشاره به امام حسین کرد.

امام سجاد بعد از عاشورا هر گاه آب میدیدند گریه میکردند، با امام باقر برای هم میگفتند و گریه میکردند. امام صادق روضه میگرفتند و آنقدر گریه میکردند تا محاسن مبارکشان از اشک تر میشد.

همیشه در سجده صادق آل محمد این دعا را میفرمودند که اللهم وارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا.

حضرت ام البنین وقتی خبر دادن که عباست را در کربلا دست بریدند فرمودند عباس به  فدای حسینم. از عباس نگو برایم، از حسینم بگو.

امام کاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادی و امام عسگری سلام الله علیهم اجمعین جملگی در عزا و ماتم جد غریبشان خون گریه میکردند. امام و مولای ما هم همینگونه هستند. جان عالم به فدایت یا اباصالح المهدی.

آقا جان قلب مبارکتان در این ایام در فشار است ، آقا جان تسلیت عرض میکنم به محضر نورانی تان. آقا جان ما منتظر هستیم و برای ظهورتان دعا میکنیم که بیایید و انتقام جد غریب تان را بگیرید. درست است که مختار تمام قاتلین حضرت سیدالشهدا را به درک واصل کرده است، اما هنوز کسی به خونخواهی امام حسین قیام نکرده است و فقط یک نفر این کار را انجام میدهد و شما هستید ای سرور من.

یابن الحسن از پروردگارمان بخواه که امر ظهورت را هر چه سریع تر محقق بسازد و تمام دشمنان مذهب حقه اثنی عشری را به دستان با کفایتت نابود بگرداند علی الخصوص دواعش پست و جنایتکار.

یا لیتنی کنت معک یا اباعبدالله فافوزا فوزا عظیما

یا حــــــــــــــــــــــــسین جانم

خدا لعنت کند تمام اشقیاء کربلا را که مستقیم و غیر مستقیم در قتل پسر پیامبر خدا نقش داشتند.

رحم الله من یقرا الفاتحه مع الصلوات لمختار بن ابوعبید ثقفی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عاشورا


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۸ | ٥:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

سالروز ازدواج آسمانی حضرت امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سیدة النساء العالمین را به محضر مبارک حضرت ولی عصر ارواحنافداه تبریک عرض میکنم.

اما مطلب: 

با کمال تاسف اعلام میدارم که خلیفه ی دوم برادران اهل سنت، از نام گذاری به اسم رحمة للعالمین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نهی میکرده است! علت این کار از ما پوشیده است و ما نمی دانیم قصد و نیت از این نهی چه بوده است. اما آن چیزی که می دانیم این هست که اولا جفا به پیامبر هست. ثانیا اهل سنت که نام گذاری را دلیل بر محبت و علاقه می دانند با عدم علاقه و محبت خلیفه ی خود به پیامبر مواجه می شوند.

و کتب عمر الی الکوفة لا تسموا احدا باسم نبی.

عمر به کوفه نامه نوشت و گفت: احدی را به اسم پیامبر، نام گذاری نکنید.

جواهر العقود – المنهاجی الأسیوطی – ج ۲ – ص ۴۶۶/ شرح مسلم – النووی – ج ۱۴ – ص ۱۱۳/ فتح الباری – ابن حجر – ج ۱۰ – ص ۴۷۲/ عمدة القاری – العینی – ج ۱۵ – ص ۳۹/ عمدة القاری – العینی – ج ۲۲ – ص ۲۰۶ / تحفة الأحوذی – المبارکفوری – ج ۸ – ص ۱۰۷/ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر – المناوی – ج ۳ – ص ۳۲۴

شیعیان حدیثی را از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در بحارالانوار دارند که حضرت فرمودند: عَنِ النَّبِیِّ  مَنْ وُلِدَ لَهُ أَرْبَعَةُ أَوْلَادٍ وَ لَمْ یُسَمِّ أَحَدَهُمْ بِاسْمِی فَقَدْ جَفَانِی.  ج101، ص 131

هر کسی که 4 پسر داشته باشد و یکی را به نام من نام گذاری نکند، به من جفا کرده است.

این در حالی است که عمر نه تنها از نام گذاری به اسم پیامبر نهی میکرد، در مقابل به نام گذاری افراد به اسم خود می پرداخت!

وکان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نام‌گذارى کرد.

أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۲۹۷

ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه : در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براى او انتخاب کرد.

سیر أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۱۳۴، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳هـ.

سوالی که در اینجا مطرح می شود و علاقه مند هستم برادران اهل سنت تشریف بیارند و جواب دهند این است که:

چرا خلیفه اهل سنت از نام گذاری به نام پیامبر منع می کرد ولی در عین حال نام گذاری به اسم خود را تجویز می کرد؟؟؟

آیا شان نام عمر از شان نام رسول الله بالاتر بود؟؟؟

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی  


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سوالات از مخالفین شیعه


تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٤ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم 

یکی از مواردی که همواره مخالفین شیعه بدان استناد می کنند ماجرای صلح حدیبیه هست، برای اینکه بگویند امیرالمومنین از دستور پیامبر سرپیچی کرده و با این کار قصد محکوم کردن حضرت را دارند که خدایشان نیامرزد که چنین قصدی را دارند و عمل حضرت امیر علیه السلام را اینطور تاویل می کنند. هدف از نوشتن این مطلب دفاع از نفس و جان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و بعد حمله ای حیدری به طراحان این شبهه است.

اصل روایتی که مورد استناد این افراد بیمار دل هست، به قرار زیر است:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، حَدَّثَنَا غُنْدَرٌ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ، قَالَ: سَمِعْتُ الْبَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: "لَمَّا صَالَحَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَهْلَ الْحُدَیْبِیَةِ کَتَبَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ بَیْنَهُمْ کِتَابًا، فَکَتَبَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، فَقَالَ الْمُشْرِکُونَ: لَا تَکْتُبْ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، لَوْ کُنْتَ رَسُولًا لَمْ نُقَاتِلْکَ، فَقَالَ لِعَلِیٍّ: امْحُهُ، فَقَالَ عَلِیٌّ: مَا أَنَابِالَّذِی أَمْحَاهُ، فَمَحَاهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِیَدِهِ، وَصَالَحَهُمْ عَلَى أَنْ یَدْخُلَ هُوَ وَأَصْحَابُهُ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ، وَلَا یَدْخُلُوهَا إِلَّا بِجُلُبَّانِ السِّلَاحِ، فَسَأَلُوهُ مَا جُلُبَّانُ السِّلَاحِ، فَقَالَ: الْقِرَابُ بِمَا فِیهِ

براء بن عازب گفت: زمانى که رسول خدا با اهل حدیبیه صلح کرد، على بن أبى طالب (ع) نویسنده صلح نامه بود؛ پس نوشت: «محمد رسول الله». مشرکان گفتند: ننویس «محمد رسول الله» اگر تو رسول خدا بودی، ما با تو نمى‌جنگیدیم. پس آن حضرت به على (علیه السلام) فرمود: آن را پاک کن. على (علیه السلام) فرمود: من کسى نیستم که آن را پاک کنم؛ پس رسول خدا با دست خود آن را پاک کرد ......

صحیح البخاری، ج 3، ص 167، ح2698، کتاب الصلح، ب 6، باب کَیْفَ یُکْتَبُ هَذَا مَا صَالَحَ فُلاَنُ بْنُ فُلاَن وَفُلاَنُ بْنُ فُلاَن وَإِنْ لَمْ یَنْسُبْهُ إِلَى قَبِیلَتهِ، أَوْ نَسَبِهِ

برای روشن شدن حقیقت توجه به نکاتی ضروری هست :

نکته ی اول این که طبق روایتی که جناب نسائی از علمای اهل سنت در کتاب خصائص امیرالمومنین و سنن الکبری خود نقل کرده، در خواست حذف لفظ رسول الله از کنار نام مبارک پیامبر، نه تنها از سوی پیامبر نبوده بلکه از سوی یکی از مشرکان حدیبیه به نام سهیل بن عمرو بوده است و امیرالمومنین در پاسخ به سهیل بن عمرو مشرک فرمودند هرگز لفظ رسول الله را حذف نخواهم کرد.

أَخْبَرَنِی مُعَاوِیَةُ بْنُ صَالِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ صَالِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ هَاشِمٍ
الْجَنْبِیُّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ کَعْبٍ الْقُرَظِیِّ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنَ قَیْسٍ، قَالَ: قُلْتُ لِعَلِیٍّ: "تَجْعَلُ بَیْنَکَ وَبَیْنَ ابْنِ أُکْلَةَ الأَکْبَادَ حَکَمًا؟ قَالَ: إِنِّی کُنْتُ کَاتِبَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) یَوْمَ الْحُدَیْبِیَةِ، فَکَتَبَ: هَذَا مَا صَالَحَ عَلَیْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، وَسُهَیْلُ بْنُ عَمْرٍو، فَقَالَ سُهَیْلٌ: لَوْ عَلِمْنَا أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ مَا قَاتَلْنَاهُ، امْحُهَا، فَقُلْتُ: هُوَ وَاللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ، وَإِنْ رَغِمَ أَنْفُکَ، لا وَاللَّهِ، لا أَمْحُهَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَرِنِی مَکَانَهَا، فَأَرَیْتُهُ فَمَحَاهَا.

از علقمة بن قیس نقل شده است که به على (علیه السلام) گفتم: آیا بین خود و بین فرزند جگر خوار، حَکَم (داور) قرار مى‌دهی؟ فرمود: من در روز حدیبیه کاتب رسول خدا صلى الله علیه وآله بودم پس نوشت (م): این صلح‌نامه‌اى است بین محمد رسول الله و سهیل بن عمرو. پس سهیل گفت: اگر ما مى‌دانستیم که او رسول خدا است، با او نمى‌جنگیدیم، آن را پاک کن. من گفتم: به خدا سوگند که او رسول خدا است، اگر چه بر خلاف میل تو باشد، به خدا سوگند آن را پاک نمى‌کنم. پس رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: جاى آن را به من نشان بده، پس نشان دادم و آن حضرت آن را محو کرد.

خصائص امیرمؤمنان علی بن أبی طالب، ج 1، ص201، ح191 ـ 192،

السنن الکبرى، ج 5، ص167، ح8576،

نه تنها نسائی، بلکه ابن حجر عسقلانی هم همین روایت را در کتاب فتح الباری آورده است وللنسائی من طریق علقمة بن قیس عن علی قال کنت کاتب النبی صلى الله علیه و اله و سلم یوم الحدیبیة فکتبت هذا ما صالح علیه محمد رسول الله فقال سهیل لو علمنا أنه رسول الله ما قاتلناه امحها فقلت هو والله رسول الله صلى
الله علیه و اله و سلم وإن رغم أنفک لا والله لا أمحوها.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 7،ص503،

آنچه که محرز و مبرهن هست طبق این روایت ، امیرالمومنین دربرابر پیامبر مخالفت نکردند بلکه در برابر نماینده ی مشرکان سهیل بن عمرو مخالفت فرمودند.

نکته ی دوم که قابل توجه هست این است که بر طبق روایت اول که پیامبر خطاب به امیرالمومنین فرمودند پاک کن، ، فَقَالَ لِعَلِیٍّ: امْحُهُ، قَالَ عَلِیٌّ: مَا أَنَا بِالَّذِی أَمْحَاهُ. امیرالمومنین عرضه داشتند من کسی نیستم که آن را پاک کنم. در اینجا دستور پیامبر دستور وجوبی و لازم الاجرا نبوده است چرا که اگر وجوبی می بود امیرالمومنین قطعا انجام می داد و مولا به خوبی می دانستند که سرپیچی از دستور وجوبی پیامبر چه عواقبی را دارد.

علمای اهل سنت در این مورد تعابیری را دارند که نقشه طراحان این شبهه را نقشه بر آب میکند: از جمله:

اقای بدر الدین عینی در کتاب عمده القاری می نویسد: وقول علی، رضی الله تعالى عنه : ما أنا بالذی أمحاه، لیس بمخالفة لأمر رسول الله، صلى الله علیه وسلم لأنه علم بالقرینة أن الأمر لیس للإیجاب.

این گفته على (علیه السلام) که «من کسى نیستم که آن را محو کنم» مخالفت با دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله نیست؛ چرا که آن حضرت با قرینه مى‌دانست که این دستور ایجابى نیست.

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج 13،ص275،

آقای قسطلانی هم در شرح این مورد می نویسد: (ما أنا بالذی امحاه) لیس بمخالفة لأمره علیه الصلاة والسلام بل علم بالقرینة أن الأمر لیس للإیجاب.

این گفته على (علیه السلام) «من کسى نیستم که آن را محو کنم» مخالفت با دستور رسول خدا که سلام و صلوات خدا بر او باد، نیست؛ بلکه با قرینه مى‌دانست که این دستور ایجابى نیست.

ارشاد الساری، ج4، ص340، کتاب الصلح، باب کَیْفَ یُکْتَبُ هَذَا مَا صَالَحَ فُلاَنُ بْنُ فُلاَن

ابن بطال قرطبی هم تعبیری دارد که در شرح صحیح بخاری در این مورد می گوید:

وإباءة علىّ من محو (رسول الله- صلى الله علیه وسلم-) أدب منه وإیمان ولیس بعصیان فیما أمره به، والعصیان هاهنا أبر من الطاعة له وأجمل فى التأدب والإکرام

خوددارى على (علیه السلام) از محو جمله «رسول الله» نشانه ادب و ایمان او است، نه این که عصیان و سرپیچى از دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله باشد. سرپیچى در این جا، بهتر از اطاعت، و از جهت ادب و احترام، زیباتر بوده است.

شرح صحیح البخاری، ج 8، ص88،

جناب نووی، و صالحی شامی و ملا علی هروی همین را گفته اند.

اگر کسی خرده بگیرد که امیرالمومنین باید پاک میکرد کما اینکه وهابی ها همین خرده را میگیرند، من یک سوال میکنم از اونها ، اگر پیامبر خدا به یکی از شماهایی که به امیرالمومنین جان پیامبر خرده میگیرید، بفرمایند که با سیلی محکم به من بزن، آیا اطاعت می کنید یا سرپیچی؟ کدام؟! جواب شما کاملا معلوم هست و سرپیچی میکنید. پس چرا به امیرالمومنین خرده میگیرید؟ در حالیکه علمای خود شما تصریح کردند بر این که عمل امام علی علیه السلام مخالفت با دستور پیامبر نبوده است. در ثانی دستور پیامبر هم ایجابی نبوده است و عمل امام دفاع تمام قد از رسول الله در برابر مشرکان حدیبیه بوده که تقاضای حذف لفظ رسول الله را داشتند.

مطلب بعدی که باید مورد توجه قرار بگیرد این هست امیرالمومنین در حدیبیه تمام قد از رسول الله دفاع نمودند، این در حالیست که در همان حدیبیه عمر می گوید: هیچ روزی مانند روز حدیبیه در نبوت پیامبر شک نکردم!یاللعجب! به جای اینکه به عمر خرده بگیرید ، به امیرالمومنین خرده می گیرید! گرچه تقصیر ندارید لا یحبه الا مومن و لا یغبضه الا منافق.

نکته ی سوم  که نیازمند تامل هست، طبق روایت اول وقتی که پیامبر فرمودند امحه، امام علی در نهایت احترام و ادب عرض کردند ما انا بالذی امحاه. یا طبق نقل ابن ابی الحدید فرمودند: یا رسول الله، لا تشجعنی نفسی على محو اسمک من النبوة، قال: فقضى علیه، فمحاه بیده.

ای پیامبر خدا، مرا براى حذف نام خودت وادار مساز، (مرا معذور بدار)، رسول خدا صلى الله علیه وآله نیز عذر على را پذیرفت و خود به دست مبارکش آن را حذف نمود.

شرح نهج البلاغة، ج 2، ص161،

اما در جریان حدیث قرطاس چه گذشت؟؟ وقتی پیامبر قلم و دوات درخواست کرد چه اتفاقی افتاد؟ آیا صحابه در حضور پیامبر به نزاع نپرداختند؟در همان جا بود که عمر گفت: ان الرجل لیهجر. که جناب عزالی ، بخاری و عکبری بغدادی اعتراف کردند که جمله ان الرجل لیهجر را عمر گفته است. ایا این کلام عمر، مخالفت صریح با کلام الهی و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحا نیست؟ که در مورد پیامبر نازل شده در ایات ابتدایی سوره نجم. سوای مخالفت با کلام الهی، بی ادبی و گستاخی نابخشودنی نسبت به پیامبر کرده که پیامبر غضبناک شدند و فرمودند قوموا عنی. اما عملکرد امیرالمومنین چیزی جز احترام و ادب و دفاع از پیامبر نبود.

و اما حمله حیدری این نوکر دست چندم امیرالمومنین به طراحان این شبهه؛

1.پیامبر صلی الله علیه واله وسلم جمله ی جهزوا الجیش اسامه لعن الله من تخلف عنه را در مورد چه کسی فرمود؟ در مورد خلیفه های شما یا در مورد امام ما؟

2.قوموا عنی جریان قرطاس کجا، تبسم الی حدیبیه کجا.

3.این جمله عمر در حدیبیه کجا (ما شککت فی نبوت محمد کشکی فی یومی هذا ) و (هُوَ وَاللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ، وَإِنْ رَغِمَ أَنْفُکَ، لا وَاللَّهِ، لا أَمْحُهَا) که مولا علی در حدیبیه خطاب به سهیل بن عمرو فرمود کجا؟

4.انت الذی تزعم انک رسول الله عایشه خطاب به پیامبر کجا، و جمله
حضرت امیر خطاب به سهیل بن عمرو در حدیبیه کجا؟ هو والله رسول الله و ان رغم انفک.

5.جمله ی نسبت دادن هذیان به وجود با عظمت رسول الله توسط عمر کجا و این جمله مولا علی کجا؟ (یا رسول الله، لا تشجعنی نفسی على محو اسمک من النبوة.)

جان عالم به فدایت یا مولا جان، مظلومیتت تمامی ندارد. الا لعنة الله علی اعدائک.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: پاسخ به شبهات علیه مذهب حقه تشیع


تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٤ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

بعد از این که خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام غصب شد، کسانی که از محور حق خارج نشدند خلافت ابوبکر را قبول نکردند و حاضر به بیعت هم نشدند. یکی از این افراد بلال حبشی موذن رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بود که از بیعت با غاصبین حق امیرالمومنین علی علیه السلام امتناع ورزید.

در تاریخ این مطلب آمده است که بلال از بیعت با ابوبکر خودداری کرد و به این دلیل عمر او را سرزنش کرد و گفت: این گونه پاداش ابوبکر را می دهی که تو را از بردگی آزاد کرد و اکنون تو با او بیعت نمی کنی؟! بلال پاسخ داد: اگر ابوبکر مرا به خاطر خدا آزاد ساخته است، مرا به خدا واگذار کند؛ ولی اگر از آزاد کردن من هدفی جز این داشته است، آگاه باش که من همین هستم (که می بینی) من با کسی که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم او را خلیفه قرار نداده است، بیعت نمی کنم، ولی بیعت آن کسی که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم او را خلیفه قرار داده است ( علی )، تا روز رستاخیز بر گردن ما است. عمر عصبانی شد و به او گفت مدینه را ترک کند، بلال نیز به شام رفت.1

بلال بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم حاضر نشد برای خلفا اذان بگوید2 ، و درخواست آنها را رد کرد و در نتیجه از سوی آنها به شام تبعید شد و در همان جا در دوران خلافت عمر در سال ۱۸ هجری قمری جان به جان آفرین تسلیم کرد.3

براى این شهامت و استقامت بود که امام ششم شیعیان حضرت امام جعفر صادق علیه السلام درباره بلال فرمودند: بلال بنده صالح خدا بود، وى گفت من براى کسى پس از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم اذان نمى‏گویم، و بر اثر کناره گیرى او از این کار، و روى کار آمدن مؤذن‏هائى که فرمانبردار دستگاه خلافت بودند، یک فصل از اذان (حى على خیرالعمل) حذف شد.4

منابع:

1. قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ج ۱، ص ۳۸۹، چاپ دوم، دارالاسوة، ۱۴۱۶ هـق؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام، ص ۶۲۲٫

2. شیخ مفید، اختصاص، ص ۷۳، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ هـ ق.

3. شیخ طوسی، رجال، ص ۲۷، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۵ هـ ق.

4. من لایحضره الفقیه، کتاب صلوة، باب ۱۶، حدیث ۹٫
 
اللهم عجل لولیک الفرج
 
یا علی

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خلافت و صحابه


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢۸ | ٧:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.