صراط شیعه. فقط علی امیرالمومنین است.

پیامبر اکرم فرمودند: خداوند متعال می فرماید: لعنت و غضب من بر کسی که پیشوایی علی را قبول نکند


شیعیان خون گریه کنید عزای حسین بن علی است

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

یا صاحب الزمان ادرکنا. آقا جان مصیبت جد بزرگوارتان حضرت سیدالشهدا امام حسین بن علی علیهما السلام را به محضر نورانی تان تسلیت عرض میکنم.

چه خوب گفت علامه امینی رحمه الله علیه، که شب عاشورا ای مردم برای قلب نازنین امام زمان ارواحنافداه صدقه کنار بگذارید چرا که قلب حضرت در فشار است.

خدا میداند چقدر قلب حضرت در فشار است. لا اله الا الله.

وجود با عظمت رسول الله فرمودند شهادت حسین حرارتی در دل های مومنین انداخته که هرگز خاموش نمی شود. و حالا می بینید که بعد از 1375 سال هر وقت ذکر مصیبت سیدالشهدا را هر کسی می شنود قلبش می تپد و اشک از چشمانش جاری می شود. بعد از 1375 سال در عزای اباعبدالله سیاه بر تن می کند. هر وقت نام مبارک اباعبدالله برده می شود حالش دگرگون می شود و بغض تمام وجودش را فرا میگیرد. حسین گونه زندگی میکند حسین گونه عمل میکند. عاشق دوستان حسین است. اینها همه حرارتی ست که در دل ها افتاده و هرگز خاموش نمی شود.

وقتی مولا به دنیا آمدند، برادر رسول الله، حضرت روح الامین جبرئیل خبر شهادت اباعبدالله را به پیامبر دادند و خاک کربلا را برای حضرت آوردند. وجود با عظمت رسول الله گریستند برای ابا عبدالله. آن قطعه خاک کربلا را دادند به ام المومنین ام سلمه سلام الله علیها و فرمودند هر گاه این خاک تبدیل به خون گشت حسین من به شهادت رسیده است.

وقتی امیرالمومنین به سمت صفین می رفتند از کربلا رد شدند و عبور کردند، در آن سرزمین پاک توقف فرمودند و ذکر آینده کربلا را کردند و مانند رسول الله فراوان می گریستند.

حضرت سیدة النساء العالمین که جان عالم به فدای حضرتش، نزد زائران قبر امام حسین حاضر می شوند و برای گناهان اونها طلب مغفرت و آمرزش می کنند. قلب اهل البیت علیهم السلام همه خون است از کربلا. از شهادت امام حسین. حضرت زینب سلام الله علیها با آن همه مصیبت هایی که شاهد بودند در جواب ابن زیاد لعین فرمودند ما رایت الا جمیلا. جز زیبایی چیزی ندیدم.

وقتی که امام مجتبی علیه السلام بعد از مسموم شدن به زهر معاویه ملعون و جعده ملعونه در بستر شهادت بودند، اباعبدالله برای امام مجتبی گریه میکردند. امام مجتبی فرمودند لا یوم کیومک یا اباعبدالله . هیچ روزی مانند روز تو نیست. تمام مصیبت های اهل البیت یک طرف، روز اباعبدالله یک طرف.

وقتی حر جلوی امام را گرفت، امام با حالتی غضبناک فرمودند مادرت به عزایت بنشیند بعد از توبه و بازگشت حر، افتاده بود بر زمین، امام بر بالینش حاضر شدند و فرمودند تو حر هستی همانطور که مادرت تو را حر نامید.

امام حسین یک یاور داشت به نام حبیب بن مظاهر، که فراوان حبیب را دوست داشتند اون لحظه ای که حبیب افتاده بود امام و مسلم بن عوسجه بر بالین حبیب رفتند در آن لحظه حبیب بن مظاهر با اندوه زیاد وصیت کرد به مسلم بن عوسجه که دست از این مظلوم برندار و اشاره به امام حسین کرد.

امام سجاد بعد از عاشورا هر گاه آب میدیدند گریه میکردند، با امام باقر برای هم میگفتند و گریه میکردند. امام صادق روضه میگرفتند و آنقدر گریه میکردند تا محاسن مبارکشان از اشک تر میشد.

همیشه در سجده صادق آل محمد این دعا را میفرمودند که اللهم وارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا.

حضرت ام البنین وقتی خبر دادن که عباست را در کربلا دست بریدند فرمودند عباس به  فدای حسینم. از عباس نگو برایم، از حسینم بگو.

امام کاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادی و امام عسگری سلام الله علیهم اجمعین جملگی در عزا و ماتم جد غریبشان خون گریه میکردند. امام و مولای ما هم همینگونه هستند. جان عالم به فدایت یا اباصالح المهدی.

آقا جان قلب مبارکتان در این ایام در فشار است ، آقا جان تسلیت عرض میکنم به محضر نورانی تان. آقا جان ما منتظر هستیم و برای ظهورتان دعا میکنیم که بیایید و انتقام جد غریب تان را بگیرید. درست است که مختار تمام قاتلین حضرت سیدالشهدا را به درک واصل کرده است، اما هنوز کسی به خونخواهی امام حسین قیام نکرده است و فقط یک نفر این کار را انجام میدهد و شما هستید ای سرور من.

یابن الحسن از پروردگارمان بخواه که امر ظهورت را هر چه سریع تر محقق بسازد و تمام دشمنان مذهب حقه اثنی عشری را به دستان با کفایتت نابود بگرداند علی الخصوص دواعش پست و جنایتکار.

یا لیتنی کنت معک یا اباعبدالله فافوزا فوزا عظیما

یا حــــــــــــــــــــــــسین جانم

خدا لعنت کند تمام اشقیاء کربلا را که مستقیم و غیر مستقیم در قتل پسر پیامبر خدا نقش داشتند.

رحم الله من یقرا الفاتحه مع الصلوات لمختار بن ابوعبید ثقفی



طبقه بندي:  

۱۳٩۳/۸/۸ | پيام ها ()

نهی عمر از نام گذاری به اسم پیامبر

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

سالروز ازدواج آسمانی حضرت امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سیدة النساء العالمین را به محضر مبارک حضرت ولی عصر ارواحنافداه تبریک عرض میکنم.

اما مطلب: 

با کمال تاسف اعلام میدارم که خلیفه ی دوم برادران اهل سنت، از نام گذاری به اسم رحمة للعالمین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نهی میکرده است! علت این کار از ما پوشیده است و ما نمی دانیم قصد و نیت از این نهی چه بوده است. اما آن چیزی که می دانیم این هست که اولا جفا به پیامبر هست. ثانیا اهل سنت که نام گذاری را دلیل بر محبت و علاقه می دانند با عدم علاقه و محبت خلیفه ی خود به پیامبر مواجه می شوند.

و کتب عمر الی الکوفة لا تسموا احدا باسم نبی.

عمر به کوفه نامه نوشت و گفت: احدی را به اسم پیامبر، نام گذاری نکنید.

جواهر العقود – المنهاجی الأسیوطی – ج ۲ – ص ۴۶۶/ شرح مسلم – النووی – ج ۱۴ – ص ۱۱۳/ فتح الباری – ابن حجر – ج ۱۰ – ص ۴۷۲/ عمدة القاری – العینی – ج ۱۵ – ص ۳۹/ عمدة القاری – العینی – ج ۲۲ – ص ۲۰۶ / تحفة الأحوذی – المبارکفوری – ج ۸ – ص ۱۰۷/ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر – المناوی – ج ۳ – ص ۳۲۴

شیعیان حدیثی را از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در بحارالانوار دارند که حضرت فرمودند: عَنِ النَّبِیِّ  مَنْ وُلِدَ لَهُ أَرْبَعَةُ أَوْلَادٍ وَ لَمْ یُسَمِّ أَحَدَهُمْ بِاسْمِی فَقَدْ جَفَانِی.  ج101، ص 131

هر کسی که 4 پسر داشته باشد و یکی را به نام من نام گذاری نکند، به من جفا کرده است.

این در حالی است که عمر نه تنها از نام گذاری به اسم پیامبر نهی میکرد، در مقابل به نام گذاری افراد به اسم خود می پرداخت!

وکان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نام‌گذارى کرد.

أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۲۹۷

ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه : در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براى او انتخاب کرد.

سیر أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۱۳۴، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳هـ.

سوالی که در اینجا مطرح می شود و علاقه مند هستم برادران اهل سنت تشریف بیارند و جواب دهند این است که:

چرا خلیفه اهل سنت از نام گذاری به نام پیامبر منع می کرد ولی در عین حال نام گذاری به اسم خود را تجویز می کرد؟؟؟

آیا شان نام عمر از شان نام رسول الله بالاتر بود؟؟؟

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی  



طبقه بندي:  

۱۳٩۳/٧/٤ | پيام ها ()

آیا امام علی از دستور پیامبر سرپیچی کرد؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم 

یکی از مواردی که همواره مخالفین شیعه بدان استناد می کنند ماجرای صلح حدیبیه هست، برای اینکه بگویند امیرالمومنین از دستور پیامبر سرپیچی کرده و با این کار قصد محکوم کردن حضرت را دارند که خدایشان نیامرزد که چنین قصدی را دارند و عمل حضرت امیر علیه السلام را اینطور تاویل می کنند. هدف از نوشتن این مطلب دفاع از نفس و جان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و بعد حمله ای حیدری به طراحان این شبهه است.

اصل روایتی که مورد استناد این افراد بیمار دل هست، به قرار زیر است:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، حَدَّثَنَا غُنْدَرٌ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ، قَالَ: سَمِعْتُ الْبَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: "لَمَّا صَالَحَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَهْلَ الْحُدَیْبِیَةِ کَتَبَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ بَیْنَهُمْ کِتَابًا، فَکَتَبَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، فَقَالَ الْمُشْرِکُونَ: لَا تَکْتُبْ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، لَوْ کُنْتَ رَسُولًا لَمْ نُقَاتِلْکَ، فَقَالَ لِعَلِیٍّ: امْحُهُ، فَقَالَ عَلِیٌّ: مَا أَنَابِالَّذِی أَمْحَاهُ، فَمَحَاهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِیَدِهِ، وَصَالَحَهُمْ عَلَى أَنْ یَدْخُلَ هُوَ وَأَصْحَابُهُ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ، وَلَا یَدْخُلُوهَا إِلَّا بِجُلُبَّانِ السِّلَاحِ، فَسَأَلُوهُ مَا جُلُبَّانُ السِّلَاحِ، فَقَالَ: الْقِرَابُ بِمَا فِیهِ

براء بن عازب گفت: زمانى که رسول خدا با اهل حدیبیه صلح کرد، على بن أبى طالب (ع) نویسنده صلح نامه بود؛ پس نوشت: «محمد رسول الله». مشرکان گفتند: ننویس «محمد رسول الله» اگر تو رسول خدا بودی، ما با تو نمى‌جنگیدیم. پس آن حضرت به على (علیه السلام) فرمود: آن را پاک کن. على (علیه السلام) فرمود: من کسى نیستم که آن را پاک کنم؛ پس رسول خدا با دست خود آن را پاک کرد ......

صحیح البخاری، ج 3، ص 167، ح2698، کتاب الصلح، ب 6، باب کَیْفَ یُکْتَبُ هَذَا مَا صَالَحَ فُلاَنُ بْنُ فُلاَن وَفُلاَنُ بْنُ فُلاَن وَإِنْ لَمْ یَنْسُبْهُ إِلَى قَبِیلَتهِ، أَوْ نَسَبِهِ

برای روشن شدن حقیقت توجه به نکاتی ضروری هست :

نکته ی اول این که طبق روایتی که جناب نسائی از علمای اهل سنت در کتاب خصائص امیرالمومنین و سنن الکبری خود نقل کرده، در خواست حذف لفظ رسول الله از کنار نام مبارک پیامبر، نه تنها از سوی پیامبر نبوده بلکه از سوی یکی از مشرکان حدیبیه به نام سهیل بن عمرو بوده است و امیرالمومنین در پاسخ به سهیل بن عمرو مشرک فرمودند هرگز لفظ رسول الله را حذف نخواهم کرد.

أَخْبَرَنِی مُعَاوِیَةُ بْنُ صَالِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ صَالِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ هَاشِمٍ
الْجَنْبِیُّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ کَعْبٍ الْقُرَظِیِّ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنَ قَیْسٍ، قَالَ: قُلْتُ لِعَلِیٍّ: "تَجْعَلُ بَیْنَکَ وَبَیْنَ ابْنِ أُکْلَةَ الأَکْبَادَ حَکَمًا؟ قَالَ: إِنِّی کُنْتُ کَاتِبَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) یَوْمَ الْحُدَیْبِیَةِ، فَکَتَبَ: هَذَا مَا صَالَحَ عَلَیْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، وَسُهَیْلُ بْنُ عَمْرٍو، فَقَالَ سُهَیْلٌ: لَوْ عَلِمْنَا أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ مَا قَاتَلْنَاهُ، امْحُهَا، فَقُلْتُ: هُوَ وَاللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ، وَإِنْ رَغِمَ أَنْفُکَ، لا وَاللَّهِ، لا أَمْحُهَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَرِنِی مَکَانَهَا، فَأَرَیْتُهُ فَمَحَاهَا.

از علقمة بن قیس نقل شده است که به على (علیه السلام) گفتم: آیا بین خود و بین فرزند جگر خوار، حَکَم (داور) قرار مى‌دهی؟ فرمود: من در روز حدیبیه کاتب رسول خدا صلى الله علیه وآله بودم پس نوشت (م): این صلح‌نامه‌اى است بین محمد رسول الله و سهیل بن عمرو. پس سهیل گفت: اگر ما مى‌دانستیم که او رسول خدا است، با او نمى‌جنگیدیم، آن را پاک کن. من گفتم: به خدا سوگند که او رسول خدا است، اگر چه بر خلاف میل تو باشد، به خدا سوگند آن را پاک نمى‌کنم. پس رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: جاى آن را به من نشان بده، پس نشان دادم و آن حضرت آن را محو کرد.

خصائص امیرمؤمنان علی بن أبی طالب، ج 1، ص201، ح191 ـ 192،

السنن الکبرى، ج 5، ص167، ح8576،

نه تنها نسائی، بلکه ابن حجر عسقلانی هم همین روایت را در کتاب فتح الباری آورده است وللنسائی من طریق علقمة بن قیس عن علی قال کنت کاتب النبی صلى الله علیه و اله و سلم یوم الحدیبیة فکتبت هذا ما صالح علیه محمد رسول الله فقال سهیل لو علمنا أنه رسول الله ما قاتلناه امحها فقلت هو والله رسول الله صلى
الله علیه و اله و سلم وإن رغم أنفک لا والله لا أمحوها.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 7،ص503،

آنچه که محرز و مبرهن هست طبق این روایت ، امیرالمومنین دربرابر پیامبر مخالفت نکردند بلکه در برابر نماینده ی مشرکان سهیل بن عمرو مخالفت فرمودند.

نکته ی دوم که قابل توجه هست این است که بر طبق روایت اول که پیامبر خطاب به امیرالمومنین فرمودند پاک کن، ، فَقَالَ لِعَلِیٍّ: امْحُهُ، قَالَ عَلِیٌّ: مَا أَنَا بِالَّذِی أَمْحَاهُ. امیرالمومنین عرضه داشتند من کسی نیستم که آن را پاک کنم. در اینجا دستور پیامبر دستور وجوبی و لازم الاجرا نبوده است چرا که اگر وجوبی می بود امیرالمومنین قطعا انجام می داد و مولا به خوبی می دانستند که سرپیچی از دستور وجوبی پیامبر چه عواقبی را دارد.

علمای اهل سنت در این مورد تعابیری را دارند که نقشه طراحان این شبهه را نقشه بر آب میکند: از جمله:

اقای بدر الدین عینی در کتاب عمده القاری می نویسد: وقول علی، رضی الله تعالى عنه : ما أنا بالذی أمحاه، لیس بمخالفة لأمر رسول الله، صلى الله علیه وسلم لأنه علم بالقرینة أن الأمر لیس للإیجاب.

این گفته على (علیه السلام) که «من کسى نیستم که آن را محو کنم» مخالفت با دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله نیست؛ چرا که آن حضرت با قرینه مى‌دانست که این دستور ایجابى نیست.

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج 13،ص275،

آقای قسطلانی هم در شرح این مورد می نویسد: (ما أنا بالذی امحاه) لیس بمخالفة لأمره علیه الصلاة والسلام بل علم بالقرینة أن الأمر لیس للإیجاب.

این گفته على (علیه السلام) «من کسى نیستم که آن را محو کنم» مخالفت با دستور رسول خدا که سلام و صلوات خدا بر او باد، نیست؛ بلکه با قرینه مى‌دانست که این دستور ایجابى نیست.

ارشاد الساری، ج4، ص340، کتاب الصلح، باب کَیْفَ یُکْتَبُ هَذَا مَا صَالَحَ فُلاَنُ بْنُ فُلاَن

ابن بطال قرطبی هم تعبیری دارد که در شرح صحیح بخاری در این مورد می گوید:

وإباءة علىّ من محو (رسول الله- صلى الله علیه وسلم-) أدب منه وإیمان ولیس بعصیان فیما أمره به، والعصیان هاهنا أبر من الطاعة له وأجمل فى التأدب والإکرام

خوددارى على (علیه السلام) از محو جمله «رسول الله» نشانه ادب و ایمان او است، نه این که عصیان و سرپیچى از دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله باشد. سرپیچى در این جا، بهتر از اطاعت، و از جهت ادب و احترام، زیباتر بوده است.

شرح صحیح البخاری، ج 8، ص88،

جناب نووی، و صالحی شامی و ملا علی هروی همین را گفته اند.

اگر کسی خرده بگیرد که امیرالمومنین باید پاک میکرد کما اینکه وهابی ها همین خرده را میگیرند، من یک سوال میکنم از اونها ، اگر پیامبر خدا به یکی از شماهایی که به امیرالمومنین جان پیامبر خرده میگیرید، بفرمایند که با سیلی محکم به من بزن، آیا اطاعت می کنید یا سرپیچی؟ کدام؟! جواب شما کاملا معلوم هست و سرپیچی میکنید. پس چرا به امیرالمومنین خرده میگیرید؟ در حالیکه علمای خود شما تصریح کردند بر این که عمل امام علی علیه السلام مخالفت با دستور پیامبر نبوده است. در ثانی دستور پیامبر هم ایجابی نبوده است و عمل امام دفاع تمام قد از رسول الله در برابر مشرکان حدیبیه بوده که تقاضای حذف لفظ رسول الله را داشتند.

مطلب بعدی که باید مورد توجه قرار بگیرد این هست امیرالمومنین در حدیبیه تمام قد از رسول الله دفاع نمودند، این در حالیست که در همان حدیبیه عمر می گوید: هیچ روزی مانند روز حدیبیه در نبوت پیامبر شک نکردم!یاللعجب! به جای اینکه به عمر خرده بگیرید ، به امیرالمومنین خرده می گیرید! گرچه تقصیر ندارید لا یحبه الا مومن و لا یغبضه الا منافق.

نکته ی سوم  که نیازمند تامل هست، طبق روایت اول وقتی که پیامبر فرمودند امحه، امام علی در نهایت احترام و ادب عرض کردند ما انا بالذی امحاه. یا طبق نقل ابن ابی الحدید فرمودند: یا رسول الله، لا تشجعنی نفسی على محو اسمک من النبوة، قال: فقضى علیه، فمحاه بیده.

ای پیامبر خدا، مرا براى حذف نام خودت وادار مساز، (مرا معذور بدار)، رسول خدا صلى الله علیه وآله نیز عذر على را پذیرفت و خود به دست مبارکش آن را حذف نمود.

شرح نهج البلاغة، ج 2، ص161،

اما در جریان حدیث قرطاس چه گذشت؟؟ وقتی پیامبر قلم و دوات درخواست کرد چه اتفاقی افتاد؟ آیا صحابه در حضور پیامبر به نزاع نپرداختند؟در همان جا بود که عمر گفت: ان الرجل لیهجر. که جناب عزالی ، بخاری و عکبری بغدادی اعتراف کردند که جمله ان الرجل لیهجر را عمر گفته است. ایا این کلام عمر، مخالفت صریح با کلام الهی و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحا نیست؟ که در مورد پیامبر نازل شده در ایات ابتدایی سوره نجم. سوای مخالفت با کلام الهی، بی ادبی و گستاخی نابخشودنی نسبت به پیامبر کرده که پیامبر غضبناک شدند و فرمودند قوموا عنی. اما عملکرد امیرالمومنین چیزی جز احترام و ادب و دفاع از پیامبر نبود.

و اما حمله حیدری این نوکر دست چندم امیرالمومنین به طراحان این شبهه؛

1.پیامبر صلی الله علیه واله وسلم جمله ی جهزوا الجیش اسامه لعن الله من تخلف عنه را در مورد چه کسی فرمود؟ در مورد خلیفه های شما یا در مورد امام ما؟

2.قوموا عنی جریان قرطاس کجا، تبسم الی حدیبیه کجا.

3.این جمله عمر در حدیبیه کجا (ما شککت فی نبوت محمد کشکی فی یومی هذا ) و (هُوَ وَاللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ، وَإِنْ رَغِمَ أَنْفُکَ، لا وَاللَّهِ، لا أَمْحُهَا) که مولا علی در حدیبیه خطاب به سهیل بن عمرو فرمود کجا؟

4.انت الذی تزعم انک رسول الله عایشه خطاب به پیامبر کجا، و جمله
حضرت امیر خطاب به سهیل بن عمرو در حدیبیه کجا؟ هو والله رسول الله و ان رغم انفک.

5.جمله ی نسبت دادن هذیان به وجود با عظمت رسول الله توسط عمر کجا و این جمله مولا علی کجا؟ (یا رسول الله، لا تشجعنی نفسی على محو اسمک من النبوة.)

جان عالم به فدایت یا مولا جان، مظلومیتت تمامی ندارد. الا لعنة الله علی اعدائک.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی



طبقه بندي:  

۱۳٩۳/٦/۱٤ | پيام ها ()

بلال حبشی و مساله ی خلافت

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

بعد از این که خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام غصب شد، کسانی که از محور حق خارج نشدند خلافت ابوبکر را قبول نکردند و حاضر به بیعت هم نشدند. یکی از این افراد بلال حبشی موذن رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بود که از بیعت با غاصبین حق امیرالمومنین علی علیه السلام امتناع ورزید.

در تاریخ این مطلب آمده است که بلال از بیعت با ابوبکر خودداری کرد و به این دلیل عمر او را سرزنش کرد و گفت: این گونه پاداش ابوبکر را می دهی که تو را از بردگی آزاد کرد و اکنون تو با او بیعت نمی کنی؟! بلال پاسخ داد: اگر ابوبکر مرا به خاطر خدا آزاد ساخته است، مرا به خدا واگذار کند؛ ولی اگر از آزاد کردن من هدفی جز این داشته است، آگاه باش که من همین هستم (که می بینی) من با کسی که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم او را خلیفه قرار نداده است، بیعت نمی کنم، ولی بیعت آن کسی که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم او را خلیفه قرار داده است ( علی )، تا روز رستاخیز بر گردن ما است. عمر عصبانی شد و به او گفت مدینه را ترک کند، بلال نیز به شام رفت.1

بلال بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم حاضر نشد برای خلفا اذان بگوید2 ، و درخواست آنها را رد کرد و در نتیجه از سوی آنها به شام تبعید شد و در همان جا در دوران خلافت عمر در سال ۱۸ هجری قمری جان به جان آفرین تسلیم کرد.3

براى این شهامت و استقامت بود که امام ششم شیعیان حضرت امام جعفر صادق علیه السلام درباره بلال فرمودند: بلال بنده صالح خدا بود، وى گفت من براى کسى پس از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم اذان نمى‏گویم، و بر اثر کناره گیرى او از این کار، و روى کار آمدن مؤذن‏هائى که فرمانبردار دستگاه خلافت بودند، یک فصل از اذان (حى على خیرالعمل) حذف شد.4

منابع:

1. قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ج ۱، ص ۳۸۹، چاپ دوم، دارالاسوة، ۱۴۱۶ هـق؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام، ص ۶۲۲٫

2. شیخ مفید، اختصاص، ص ۷۳، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ هـ ق.

3. شیخ طوسی، رجال، ص ۲۷، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۵ هـ ق.

4. من لایحضره الفقیه، کتاب صلوة، باب ۱۶، حدیث ۹٫
 
اللهم عجل لولیک الفرج
 
یا علی


طبقه بندي:  

۱۳٩۳/٥/٢۸ | پيام ها ()

نیمه رمضان، ولادت حضرت امام مجتبی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 

اهـل ولا سورۀ قـدر بخوانیـد
در قـدم مـجتبی گـل بفشانیـد
حاجت خود را از این در بستانید
قبلۀ حاجات هر مـرد و زن آمـد
روح ولایت به تن آمد
آل محمّد حسن آمد.

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ، فرمایشاتی درباره ی حضرت امام مجتبی و حضرت امام سیدالشهدا فرمودند که بیانگر مقام و عظمت ایشان نزد رسول اکرم می باشد.

در حدیثی فرمودند: الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا. 1

امام حسن و امام حسین در همه احوال، هر دو امام هستند، چه بایستند (قیام کنند) و چه بنشینند. ( قیام نکنند.)

در حدیث بعدی این مطلب را بیان می کنند که ان الحسن و الحسین هما ریحانتای من الدنیا من احبنی فلیحبهما. 2

حسن و حسین دو گل خوشبوی من در دنیا هستند؛ دوستدار من باید به آندو مهر ورزند.

امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام می فرماید، رسول الله بر ما وارد شد، دست حسنم را گرفت او را به سینه خویش چسبانید و فرمود: بابی انت و امی من احبنی فلیحب هذا. 3

پدر و مادرم فدای تو باد هر که مرا دوست دارد حسنم را نیز دوست بدارد.

شدت و علاقه پیامبر رحمت به امام حسن مجتبی طوری بود که به کرات می فرمودند: اللهم انی احب حسنا فاحبه و احب الله من یحبه. 4

خداوندا من حسن را دوست دارم و تو هم او را دوست بدار، و هر که حسنم را دوست بدارد خداوند او را دوست می دارد.

در حدیث دیگری فرمودند: ابنی و ثمرة فوادی من آذی هذا فقد آذانی و منه آذانی فقد آذی الله. 5

حسن فرزند و میوه دل من است، هر کسی او را بیازارد مرا آزرده و هر که مرا بیازارد خداوند را آزرده است.

و همچنین فرمودند: أن الحسن و الحسین سیدا الشباب اهل الجنه. 6 

حسن و حسین دو سید و آقای اهل بهشت هستند.

 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ:

 

قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع الْحَسَنُ أَفْضَلُ أَمِ الْحُسَیْنُ فَقَالَ الْحَسَنُ أَفْضَلُ مِنَ الْحُسَیْنِ قَالَ قُلْتُ فَکَیْفَ صَارَتِ الْإِمَامَةُ مِنْ بَعْدِ الْحُسَیْنِ فِی عَقِبِهِ دُونَ وُلْدِ الْحَسَنِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَحَبَّ أَنْ یَجْعَلَ سُنَّةَ مُوسَى وَ هَارُونَ جَارِیَةً فِی الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع أَلَا تَرَى أَنَّهُمَا کَانَا شَرِیکَیْنِ فِی النُّبُوَّةِ کَمَا کَانَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ شَرِیکَیْنِ فِی الْإِمَامَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ النُّبُوَّةَ فِی وُلْدِ هَارُونَ وَ لَمْ یَجْعَلْهَا فِی وُلْدِ مُوسَى وَ إِنْ کَانَ مُوسَى أَفْضَلَ مِنْ هَارُونَ ع قُلْتُ فَهَلْ یَکُونُ إِمَامَانِ فِی وَقْتوَاحِدٍ قَالَ لَا إِلَّا أَنْ یَکُونَ أَحَدُهُمَا صَامِتاً مَأْمُوماً لِصَاحِبِهِ وَ الْآخَرُ نَاطِقاً إِمَاماً لِصَاحِبِهِ فَأَمَّا أَنْ یَکُونَا إِمَامَیْنِ نَاطِقَیْنِ فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ فَلَا قُلْتُ فَهَلْ تَکُونُ الْإِمَامَةُ فِی أَخَوَیْنِ بَعْدَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع قَالَ لَا إِنَّمَا هِیَ جَارِیَةٌ فِی عَقِبِ الْحُسَیْنِ ع کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَوَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ ثُمَّ هِیَ جَارِیَةٌ فِی الْأَعْقَابِ وَ أَعْقَابِ الْأَعْقَابِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه. 7

 هشام بن سالم گوید: به امام صادق علیه السّلام گفتم: حسن افضل است یا حسین؟ فرمود: حسن از حسین افضل است. گوید گفتم: پس چگونه است که امامت پس از حسین در فرزندان وى است و نه در فرزندان حسن؟ فرمود:

 

خداى تعالى خواسته است که روش موسى و هارون را در حسن و حسین علیهما السّلام جارى سازد آیا نمىبینى که آن دو در نبوّت شریک بودند همچنان که حسن و حسین در امامت شریک بودند و خداى تعالى نبوّت را در فرزندان هارون قرار داد نه در فرزندان موسى، گرچه موسى افضل از هارون بود، گفتم: آیا ممکن است در یک زمان دو امام باشند؟ فرمود: خیر، مگر آنکه یکى از آن دو خاموش باشد و از دیگرى پیروى نماید و دیگرى ناطق و پیشواى وى باشد، امّا در یک زمان دو امام ناطق نخواهد بود، گفتم: آیا میشود پس از حسن و حسین علیهما السّلام دو برادر امام باشند فرمود: خیر و امامت در عقب حسین علیه السّلام جارى است همچنان که خداى تعالى فرموده است: وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ، بعد از آن نیز در فرزندان و فرزندان فرزندان او تا روز قیامت جارى است.

____________________

منابع:

1. بحار الانوار 43/291 و 44/2

2. سنن ترمذى 5/615 و الفصول المهمه 171 و بحار الانوار 37/74

3. کنز العمال ج 16، ص 262 ـ ج 5، ص102

4.  کنز العمال ج 16، ص 262 ـ ج 5، ص102

5. احقاق الحق ج 11، ص 63

6. الأمالی (للمفید) ؛ النص ؛ ص23

7. کمال الدین و تمام النعمة ؛ ج2 ؛ ص416

ولادت حضرت امام مجتبی علیه السلام را اولا به محضر حضرت ولی عصر ارواحنافداه تبریک عرض می کنم و بعد خدمت شیعیان و محبین حضرتش.

جان عالم به فدای امام مجتبی علیه السلام، بنفسی انت یا مولای. مولا جانم، در حد بضاعتم نوشتم، نزد پروردگار عالم مرا نیز شفاعت بفرما.

یا علی مدد

اللهم عجل لولیک الفرج                                     15 رمضان 1435



طبقه بندي:  

۱۳٩۳/٤/٢٢ | پيام ها ()

تراویح سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم یا بدعت عمر؟

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

السلام علیک یا مهدی صاحب الزمان

خدایا اگر در ایام سپری شده شعبان ما را نیامرزیدی در باقی مانده آن ما را بیامرز.

ماه ضیافت پروردگار عالم برای مومنان نزدیک است و انتظار مومنان به سر آمد. یکی از اعمال ماه رمضان نوافل ماه رمضان هست که خوانده می شود که در نزد شیعه اثنی عشری به این نام معروف و در نزد اهل سنت به نماز تراویح معروف است.

از وقتی که خلافت الهی امیرالمومنین امام علی علیه السلام غصب شد جامعه اسلامی از مسیر مستقیم خود خارج شد و بدعت ها در دین گذاشتند. یکی از این بدعت ها همین بدعت تراویح است که توسط خلیفه ی دوم مخالفین شیعه گذاشته شد و آنقدر مردم به این بدعت ها روی آوردند که زمانی که امیرالمومنین می خواستند این بدعت را از بین ببرند با مشکلات جدی رو به رو می شدند.

روایت معروف در این زمینه موجود هست که شیخ طوسى در تهذیب الاحکام از عمار از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که از ایشان در مورد خواندن نوافل ماه رمضان در مساجد سؤال شد و حضرت در پاسخ فرمودند:

 لمّا قدم امیرالمؤمنین(علیه السلام) الکوفة أمرالحسن بن علیّ(علیه السلام) أن ینادی فی الناس: «لاصلاة فی شهر رمضان فی المساجد جماعة»، فنادى فی الناس الحسن بن علیّ بما أمره به أمیرالمؤمنین فلمّا سمع الناس مقالة الحسن بن علیّ صاحوا: واعمراه، واعمراه. فلمّا رجع الحسن إلى أمیرالمؤمنین قال له: ماهذا الصوت؟ فقال: یا أمیرالمؤمنین: الناس یصیحون: واعمراه، واعمراه، فقال أمیرالمؤمنین: قل لهم: صلّوا.

وقتى امیرالمؤمنین به کوفه آمد به حسن بن علی دستور داد تا در میان مردم ندا دهد: «در ماه رمضان نبایستى نماز نافله در مساجد به صورت جماعت خوانده شود». حسن بن على طبق فرمان امیرالمؤمنین را در میان مردم نداداد. هنگامى که مردم این پیام را شنیدند فریاد برآوردند: واعمرا، واعمرا. وقتى حسن بن على نزد امیرالمؤمنین بازگشت، امیرالمؤمنین به او فرمود: این صداها چیست؟ او عرض کرد: اى امیرالمؤمنین مردم فریاد مى‌زنند: «واعمراه، واعمرا» امیرالمؤمنین فرمود: به آنها بگو نماز را(به صورت جماعت) بخوانند.

منتهى المطلب فی تحقیق المذهب، ج6، ص142.

خود شیخ طوسی رحمه الله علیه بعد از نقل این روایت گفتند امیرالمؤمنین خواندن نوافل را منع نکرد، بلکه خواندن آنها را به صورت جماعت منع کرد و وقتى دید این کار موجب فساد و فتنه مى‌شود، اجازه داد تا طبق عادتشان نوافل را به صورت جماعت بخوانند.

تهذیب الأحکام، ج3، باب فضل شهر رمضان، حدیث 30.

نکته ای که قابل تامل هست برادران اهل سنت به این روایت استناد می کنند از باب قاعده ی الزام که امیرالمومنین نماز تراویح را قبول داشتند و امر به خواندن کردند. در جواب گفته می شود که در روایت امیرالمومنین فرمودند قل لهم صلوا و با توجه به این عبارت لاصلاة فی شهر رمضان فی المساجد جماعة که دستور امیرالمومنین هست این نتیجه حاصل می شود که خود امیرالمومنین با آنها نماز نخوانده است و امیرالمومنین کسی است که هرگز سنت پیامبر را ترک نمی فرمودند و اگر خواندن نوافل به صورت جماعت سنت می بود امیرالمومنین نه تنها منع نمی فرمودند بلکه ترغیب هم می کردند، در نتیجه خواندن تروایح به جماعت سنت عمر بوده که در روایت مردم فریاد زدند واعمرا واعمرا. به قول خودش هذه النعمه البدعه.

روایت دیگر این که کلینى از زراره و محمد بن مسلم و فضیل روایت کرده که آنها از امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) از جماعت خواندن نافله‌هاى شب ماه رمضان، سؤال کردند و آنها در پاسخ فرمودند:

انّ النبیّ کان إذا صلّى العشاء الآخرة انصرف إلى منزله ثمّ یخرج من آخر اللیل إلى المسجد فیقوم فیصلّی، فخرج فی اوّل لیلة من شهر رمضان لیصلّی کما کان یصلّی، فاصطف الناس خلفه فهرب منهم إلى بیته و ترکهم، ففعلوا ذلک ثلاث لیال، فقام(ص) فی الیوم الرابع على منبره، فحمداللّه‌ و أثنى علیه، ثمّ قال: أیّها الناس انّ الصلاة باللیل فی شهر رمضان من النافلة فی جماعة بدعة وصلاة الضحى بدعة، ألا فلاتجتمعوا لیلاً فی شهر رمضان لصلاة اللیل ولاتصلّوا صلاة الضحى، فانّ تلک معصیة ألا فانّ کل بدعة ضلالة و کلّ ضلالة سبیلها إلى النار ثمّ نزل وهو یقول: قلیل فی سنة خیر من کثیر فی بدعة.. الکافى، ج4، ص154.

چون پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نماز عشاء را مى‌خواند، به طرف منزلش رهسپار مى‌شد، آنگاه آخرشب به مسجد مى‌آمد تا نماز بخواند. در شب اوّل ماه رمضان از خانه بیرون آمد تا همچون گذشته نماز بخواند، مردم پشت سر او صف بستند تا با او نماز بخوانند. پیامبر که این صحنه را دید از آنها گریخت و به طرف خانه‌اش رفت. این حادثه سه شب تکرار شد. حضرت در روز چهارم، بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم! خواندن نمازهاى نافله شبهاى ماه رمضان به صورت جماعت، بدعت است. ونماز ضُحا بدعت است. در شب ماه رمضان براى اقامه نماز نافله شبهاى آن اجتماع نکنید و نماز ضُحا را نخوانید؛ زیرا این کار معصیت است. بدانید که هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به آتش راه دارد.» پیامبر پس از ایراد این سخنان از منبر پایین آمد، در حالى که مى‌فرمود: عمل اندکى که مطابق با سنت باشد از عمل زیادى که بدعت باشد بهتر است.

نماز ضحا یک نماز مستحبی در میان اهل سنت هست که متاسفانه این نماز را می خوانند!

روایت دیگر در این زمینه که کلینی از عبید بن زراره از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت فرمود:

کان رسول اللّه‌ صلی الله علیه وآله وسلم یزید فی صلاته فی شهر رمضان اذا صلّى العتمة، صلّى بعدها، فیقوم الناس خلفه فیدخل و یدعهم، ثمّ یخرج إیضاً فیجیئون فیقومون خلفه، فیدعهم و یدخل مراراً؛ تهذیب الأحکام، ج3، ص69، باب فضیلت ماه رمضان، حدیث 29.

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در ماه رمضان بعد از نماز عشا، زیاد نماز مى‌خواند. پس از نماز عشاء به نماز مى‌ایستاد و مردم پشت سر او مى‌ایستادند، ولى پیامبر آنها را رها کرده و به منزل خود باز مى‌گشت. سپس از خانه خارج مى‌شد تا به نماز بایستد، باز مردم مى‌آمدند و پشت سر او مى‌ایستادند و پیامبر هم آنها را رها کرده به منزل مى‌رفت و این کار چند بار تکرار مى‌شد.

نتیجه‌اى که از این روایات گرفته مى‌شود این است که پیامبر با ترک مردم و برگشتن مکرر به خانه، آنها را از خواندن نوافل به صورت جماعت نهى مى‌کرد. اما مردم به سبب علاقه به خواندن نافله به امامت پیامبر، کوتاه نمى‌آمدند. وقتى پیامبر دید که مردم بر این کار اصرار دارند، در روز چهارم برفراز منبر رفت و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود:

أیّها الناس انّ الصلاة باللیل فی شهر رمضان من النافلة فی جماعة بدعة و صلاة الضحى بدعة. ألا فلا تجتمعوا لیلاً فی شهر رمضان لصلاة اللیل و لاتصلّوا صلاة الضحى، فانّ تلک معصیة ألا فانّ کلّ بدعة ضلالة و کلّ ضلالة سبیلها إلى النار. ثمّ نزل و هو یقول: قلیل فی سنة خیرٌ من کثیر فی بدعة. من لایحضره الفقیه، ج1، ص87، کتاب الصوم.

اى مردم! به جماعت خواندن نوافل شبهاى ماه رمضان، بدعت است و نماز ضُحا بدعت است. آگاه باشید، هیچگاه در شبى براى اقامه نماز (مستحبى) در ماه رمضان اجتماع نکنید و نماز ضُحا نخوانید؛ زیرا این کار معصیت است. آگاه باشید! هر بدعتى، گمراهى است و هر گمراهى به آتش راه دارد. آنگاه از منبر پایین آمد در حالى که مى‌گفت: عمل اندکى که مطابق با سنت باشد، بهتر از عمل زیادى است که بدعت باشد.

در نتیجه: اظهر من الشمس است که خواندن جماعت یعنی عمل کردن به سنت عمر بدعت است و هر گمراه کننده ای در جهنم است.

جناب شوکانی هم که از اهل سنت هستند گفته اند: خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم معتقدند که خواندن این نماز به صورت جماعت بدعت است. نیل الأوطار، ج3، ص50

علمای بزرگوار شیعه هم از اهل البیت پیامبر پیروی کرده و معتقدند که خواندن نوافل ماه رمضان به صورت جماعت بدعتی است که بعد از پیامبر رحمت حادث شده است، و از دسته مواردی است که از طرف خداوند متعال هرگز دلیل و حجتی در مورد آن نازل نشده است.

شیخ طوسی گفته است: نوافل ماه رمضان بایستى به صورت فرادى به جاى آورده شود و خواندن آنها به جماعت، بدعت است. الخلاف، کتاب الصلاة، مسأله 268.

علامه حلی گفته است: از نظر همه علماى شیعه، خواندن این نماز(نوافل ماه رمضان) به صورت جماعت جایز نیست. تذکرة الفقها، ج2، ص282.

در منتهی المطلب هم چنین آورده که علماى شیعه معتقدند، به جماعت خواندن نوافل ماه رمضان، بدعت است. منتهى المطلب فی تحقیق المذهب، ج6، ص142.

ان شاالله همه ی ما، پیرو سنت پیامبر و اهل البیت پیامبر علیهم السلام باشیم ولاغیر.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی



طبقه بندي:  

۱۳٩۳/٤/٥ | پيام ها ()

نیمه شعبان ، ولادت حضرت صاحب الزمان

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

سالروز ولادت منتقم حضرت سیدة النساء العالمین، حضرت مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف مبارک باد.

به امید آن روزی که، تیتر تمام روزنامه ها این باشد، "مهدی فاطمه آمد"

دو حدیث در رابطه با حضرت ولی عصر ارواحنافداه تقدیم شیعیان و محبین حضرتش می کنم، یکی از لسان مبارک حضرت سیدالشهدا علیه السلام و دیگری از لسان مبارک حضرت زین العابدین علیه السلام است.

در کتاب کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج 2، ص 522 آمده است که:

وَ عَنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ: فِی الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ سُنَّةٌ مِنْ نُوحٍ وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِیمَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى وَ سُنَّةٌ مِنْ عِیسَى وَ سُنَّةٌ مِنْ أَیُّوبَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ ص فَأَمَّا مِنْ نُوحٍ فَطُوْلُ الْعُمُرِ وَ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِیمَ فَخِفَاءُ الْوِلَادَةِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ وَ أَمَّا مِنْ مُوسَى فَالْخَوْفُ وَ الْغَیْبَةُ وَ أَمَّا مِنْ عِیسَى فَاخْتِلَافُ النَّاسِ فِیهِ وَ أَمَّا مِنْ أَیُّوبَ فَالْفَرَجُ بَعْدَ الْبَلْوَى وَ أَمَّا مِنْ مُحَمَّدٍ ص فَالْخُرُوجُ بِالسَّیْفِ

حضرت سیدالشهدا علیه السلام فرمودند: در قائم ما سنت هایی از پیامبران است.

سنتی از نوح، سنتی از ابراهیم ، سنتی از موسی، سنتی از عیسی، سنتی از ایوب و سنتی از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم است.

اما نشان او از نوح، طول عمر اوست. و نشان از ابراهیم ولادت پنهانی و دوری گزیدن از مردم است. و نشان از موسی خوف و غیبت است. و نشان از عیسی اختلاف مردم در اوست و نشان از ایوب گشایش و نجات پس از بلا و گرفتاری است. و نشان از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم قیام با شمشیر است

 

 

وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ زَیْنُ الْعَابِدِینَ علیه السلام  مَنْ ثَبَتَتْ عَلَى مُوَالاتِنَا فِی غَیْبَةِ قَائِمِنَا أَعْطَاهُ اللَّهُ أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِثْلِ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند: هر کسی بر دوستی ما در زمان غیبت قائم آل محمد ثابت بماند، خداوند به او اجر هزار شهید مانند شهدای بدر و احد عطا می کند

بنفسی انت یا صاحب الزمان

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی



طبقه بندي:  

۱۳٩۳/۳/٢۳ | پيام ها ()

نام ائمه اثنی عشر در منابع اهل سنت

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

با سلام به محضر حضرت ولی عصر ارواحنافداه

در منابع برادران اهل سنت هم روایاتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم داریم که حضرت فرمودند بعد از من دوازده نفر می آیند و به عنوان جانشین پیامبر به ما معرفی شده اند. در این پست وبلاگ قصد دارم که از منابع برادران اهل سنت، نام آن دوازده نفری را که پیامبر بشارت داده اند به آنها را بیان کنم تا همه ی مسلمین با اقتدای به آن دوازده نفر، راه رستگاری و سعادت در دنیا و آخرت را طی کنند. ان شاء الله

اولین حدیثی که مورد استناد ما هست، حدیث بسیار معروف جابر هست که به خوبی و به روشنی نام ائمه اثنی عشری را که بعد از وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می آیند را بیان کرده است.

1_ حدیث جابر بن عبدالله انصاری در کتاب ینابیع باب 76 از مناقب خوارزمی از وائله بن اسقع ابن قرخاب از جابر بن عبد الله انصاری از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در مورد خلفا و امامان بعد از خود فرمودند:

اولهم سید الاوصیاء ابوالائمه علی ،ثم ابناه الحسن والحسین،اذا انقضت مده الحسین فالامام ابنه علی یلقب بزین العابدین ، فبعده ابنه محمد یلقب بالباقر، فبعده ابنه جعفر یدعی بالصادق ، فبعده ابنه موسی یدعی بالکاظم ، فبعده ابنه علی یدعی بالرضا ، فبعده ابنه محمد یدعی بالتقی والزکی، فبعده ابنه علی یدعی بالنقی والهادی ، فبعده ابنه الحسن یدعی بالعسکری ، فبعده ابنه محمد یدعی بالمهدی و القائم و الحجه فیغیب ثم یخرج فاذا خرج یملاء الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما.

نقی

2_ خوارزمی که اهل سنت از او تعبیر به أخطب خواطب می‌کنند؛ در کتاب مقتل الحسین علیه السلام ، ص95 ، ح203 آورده است:

از پیامبر اکرم که فرمودند: وقتی من به معراج رفتم به یمین عرش نگاه کردم ، فإذاً علی و فاطمة و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و محمد المهدی کأنّه کوکب درّیّ بینهم ،.. دیدم مهدی مانند یک ستاره‌ای در میان آنها می‌درخشد ، پس از سوی خداوند خطاب آمد: ای پیغمبر اینها حجت‌های من و اوصیاء تو هستند و مهدی هم از اینهاست و قسم به عزت و جلالم که این مهدی از دشمنان من انتقام می‌گیرد و نسبت به اولیاء من کمک و یاور است.

3- حموینی در کتاب فرائد السمطین ، ج2 ، ص132 و قندوزی حنفی در کتاب ینابیع المودة ، ج3 ، ص282 نقل می‌کنند که:

روزی شخصی یهودی نزد نبی مکرم صلی الله علیه و آله که در مسجد بودند آمد و عرضه داشت:

أخبرنی عن وصیّک مَن هُوَ ؟ فما مِن نبیٍّ إلا و له وصیٌّ ، و إنّ نبیّنا موسی بن عمران أوصی الی یوشع بن نون فقال رسول الله : إن وصیی علی بن أبی طالب ، وبعده سبطای الحسن والحسین ، تتلوه تسعة أئمة من صلب الحسین . قال : یا محمد فسمهم لی ؟ قال : إذا مضى الحسین فابنه علی ، فإذا مضى علی فابنه محمد ، فإذا مضى محمد فابنه جعفر ، فإذا مضى جعفر فابنه موسى ، فإذا مضى موسى فابنه علی ، فإذا مضى علی فابنه محمد ، فإذا مضى محمد فابنه علی ، فإذا مضى علی فابنه الحسن ، فإذا مضى الحسن فابنه الحجة محمد المهدی ، فهؤلاء إثنا عشر.

ای پیغمبر بگو: وصیت کیست ؟ چرا که هیچ پیغمبری نبوده مگر آنکه جانشینی هم داشته است . موسی پیغمبر ما بعد از آنکه هارون از دنیا رفت یوشع بن نون را وصی خود قرار داد . رسول خدا فرمود : وصی من علی بن ابی‌طالب است و بعد از او ... تا آخر روایت.

4- همچنین در کتاب ینابیع المودة نقل شده است:

عن کتاب مودة القربى عن عبد الملک بن عمیر عن جابر بن سمرة قال: کنت مع أبى عند النبی (صلى الله علیه وآله) فسمعته یقول:

" بعدی اثنی عشر خلیفة ثم أخفى صوته فقلت لأبی ما الذی أخفى صوته ؟ قال: قال: " کلهم من بنی هاشم ".

ینابیع المودة: (صفحة 445 طبعة اسلامبول )

و قد جاء فی ینابیع المودة للقندوزی الحنفی الباب (94) عن المناقب بسنده عن جابر بن عبد الله الأنصاری قال: قال رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم):

یا جابر إن أوصیائی وأئمة المسلمین من بعدی أولهم علی ثم الحسن ثم الحسین ثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی المعروف بالباقر ستدرکه یا جابر فإذا لقیته فأقرئه منی السلام ثم جعفر بن محمد ثم موسى بن جعفر ثم علی بن موسى ثم محمد بن علی ثم علی بن محمد ثم الحسن بن علی ثم القائم اسمه اسمی وکنیته کنیتی محمد بن الحسن بن علی " المهدی " ذلک الذی یفتح الله تبارک وتعالى على یدیه مشارق الأرض ومغاربها.

5- ابن حجر عسقلانی نقل می کند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من أحب أن یحیی حیاتی و یموت میتتی و یدخل الجنة، فلیتول علیاً و ذریته من بعده.

هر کس می‌خواهد حیات و مماتش، زندگیش و مرگش مانند منِ پیامبر باشد و وارد بهشت هم بشود، علی و ذریۀ او را به عنوان ولی و امام انتخاب بکند.

الإصابة لإبن حجر عسقلانی ، ج2، ص 485

نکته ی جالبی که جلب توجه می کند این هست که جناب ابن حجر عسقلانی بعد از نقل روایت، اشکال رجالی می گیرد و می گوید فی اسناده یحیی بن یعلی المحاربی و هو واه، در سند روایت یحیی بن یعلی وجود دارد که به شدت ضعیف است.

بد نیست که سند این حدیث را از منابع اهل سنت مورد بررسی مختصری قرار بدهیم:

خود جناب ابن حجر عسقلانی که از استوانه های رجالی اهل سنت هست هدفش جز اینکه احادیث فضیلت حضرت علی علیه السلام را رد کند، چیز دیگری نیست. چرا که خود ابن حجر در کتاب تقریب التهذیب وقتی که ترجمه یحیی بن یعلی محاربی را می آورد می گوید:ثقة، یعنی او مورد وثوق بوده است.

و ایضا در کتاب تقریب التهذیب از ابوحاتم که بنیانگذار علم رجال اهل سنت هست نقل می کند: قال ابوحاتم: ثقة. محاربی ثقه هست.

تهذیب التهذیب، ج11، ص265

همچنین جناب ذهبی دیگر عالم اهل ست در مورد یحیی بن یعلی در کتاب میزان الاعتدال می گوید: یحیی بن یعلی محاربی ثقه است.

میزان الاعتدال، ج4، ص415

در نتیجه اینکه ابن حجر می گوید یحیی بن یعلی محاربی ضعیف است، بی اثر و بر خلاف نظریه خودش در کتاب های رجالی خودش است.

نقی

6- ابو نعیم در حلیه الاولیاء آورده است:

پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من سره أن یحیا حیاتی و یموت مماتی و یسکن جنة عدن غرسها ربی، فلیوال علیا من بعدی و لیوال ولیه و لیقتد بالأئمة من بعدی.

هر کس می‌خواهد حیات و مماتش مانند من باشد و در بهشت ساکن شود، باید بعد از من، علی و جانشینش را جانشین من بداند و اقتدا کند به امامان بعد از من.

حلیة الأولیاء لأبونعیم، ج1، ص86

در نتیجه تمسک به امیرالمومنین علی علیه السلام و ائمه از فرزندان حضرت، موجب رستگاری و سعادت در دنیا و آخرت می شود. خودم را و بقیه را سفارش میکنم به اینکه امامت و ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام را پذیرا باشم و باشیم

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی



طبقه بندي:  

۱۳٩۳/٢/٧ | پيام ها ()



یا صاحب الزمان وقتیکه آمدی من رفته بودم دعایم کن دوباره جان بگیرم بیام در رکاب تو بمیرم. آمین ........................................................ کپی برداری مطالب این وبلاگ با فرستادن 14 صلوات بلامانع است. اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم یا علی

 

 

امیر محمد

 

مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
بهمن ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱

 

شیعیان خون گریه کنید عزای حسین بن علی است
نهی عمر از نام گذاری به اسم پیامبر
آیا امام علی از دستور پیامبر سرپیچی کرد؟!
بلال حبشی و مساله ی خلافت
نیمه رمضان، ولادت حضرت امام مجتبی علیه السلام
تراویح سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم یا بدعت عمر؟
نیمه شعبان ، ولادت حضرت صاحب الزمان
نام ائمه اثنی عشر در منابع اهل سنت
امام علی النقی دهمین جانشین پیامبر اکرم
یک سند صحیح در فضلیت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

پايگاه جامع عاشورا
قالبهاي مذهبي وبلاگ
یاس
اسرار
فطرس
نور مگز
فطرس
والعصر
یاس کبود
دلتنگ آقا
بوی بهار
تبسم بارون
دل نوشته
خشت اول
ندای شیعه
آپلود عکس
شیعه حق
سخن خانم
امید معلول
علی ولی الله
صدای شیعه
باران مهربانی
اصحاب خواب
خادم الموعود
پدری مهربان
مذهب بلاگ
منتظر شهادت
عاشقان ولایت
عشق گمشده
نقد وهابیت ....
دیکشنری آنلاین
صراط المستقیم
شیعه شناسی
مجنون الحسین
وبگاه مهدی مظفری
خطوطی برای آینده
وبلاگ امیرالمومنین
مدافعان حریم ولایت
احیای شعائر حسینی
من یک شیعه هستم
عکس های قابل تامل
تو را ما چشم در راهیم
اهل سنت پاسخ بدهند!!!
سیاسی، عقیدتی، مذهبی
برای ظهور چه کرده ایم؟؟؟
دکتر صالحی نوکر اهل البیت
علی مع الحق و الحق مع علی
قرآن و اهل البیت تنها راه نجات
سیاه پوش حسین علیه السلام
گفتگوی آرام میان شیعه و سنی
خادمین شبکه جهانی امام حسین
عاشقان حضرت مهدی علیه السلام
حب امیرالمومنین علی علیه السلام
مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام
مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام
وبلاگ تخصصی حضرت رقیه سلام الله علیها
هیئت محبان امیرالمومنین علی علیه السلام - دزفول
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه
تالار ندای شیعه، منتظران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف
هیئت عشاق زهرا " سلام الله علیها " سیدان
باشو: این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست.
حضرت ابوطالب حامی عشق علیهما السلام
شیعه آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم
هيأت خيمةالعباس(عليه السلام) رشت
انواع عزاداری حسینی علیه السلام
راه حق " الصراط الحق "
سنت نبوی، نقد عقاید اهل سنت
شیعه امیرالمومنین علیه السلام
نقد صحیح بخاری و صحیح مسلم
پاسخ به شبهات مذهب تشیع
امیرالمومنین علی علیه السلام
پایگاه اعتقادی شیعیان خواف
وبلاگ سلمان حدادی عزیز
خیمه گاه اباالفضل(ع)-133
از روزبه تا سلمان محمدی
شیعه اینگونه می گوید.
لا امیرالمومنین الا علی
هیئت غریب مدینه قم
ندای آمدنت را شنیدم
مظلوم امیرالمومنین
یک طلبه ی ایذه ای
ولایت شیعه و سنی
دم در بده بفرما تو...
چشم انتظار ظهور
سلسبیل بهشت
عشاق الحسین
فروشگاه شاپاران
همیشه تنهام
فدایی راه غدیر
سربازان اسلام
حدیث غربت یار
مهدی فاطمه
امیر حرم دل
غزل زمستان
اولین مهدیون
فدایی مهدی
شمیم شیعه
عمر ستیزی
محب الرضا
شیعه حق
کلب الحیدر
یاقوت سرخ
اسلام پدیا
سنگر ایثار
شیعه علی
ترنم حکمت
بیت العباس
المهدیون
آیت عبرت
آل یاسین
تا ظهور
محزون
باب دل
شیعه
وبگذر
فرهنگ و اقتصاد
وبلاگ میثم راثی
راه شیعه
مظلومانه
گروه تعزيه خواني عاشقان ثارالله زرقان

 

RSS 2.0

الله رب العالمین، محمد رسول الله، علی ولی الله، فاطمه زهرا سیدة النساء العالمین، حسن المجتبی، حسین سیدالشهدا، علی زین العابدین، محمد باقرالعلوم، جعفر الصادق، موسی الکاظم، علی الرضا، محمد الجواد، علی الهادی، حسن العسکری، مهدی المنتَظر

الله و چهارده معصوم علیهم السلام

محکوم کردن توهین به پیامبر


 


مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin :.