بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

پیشگویی پیامبر در مورد جنگ جمل، در حضور امیرالمومنین علی علیه السلام و عایشه.

عن على قال : کنت انا و رسول اللّه فى المسجد بعد ان صلى الفجر, ثم نهض ونهضت معه - وکـان اذا اراد ان یتجه الى موضع اعلمنى بذلک فکان اذا ابطا فى الموضع صرت الیه لاعرف خبره , لانـه لایـتـقار قلبى على فراقه ساعة - فقال لى :
انا متجه الى بیت عائشة فمضى و مضیت الى بیت فـاطمة (سلام الله علیها)
 فلم ازل مع الحسن والحسین و هى و انا مسروران بهما ثم انى نهضت وصرت الى باب عـائشـة فـطـرقـت الباب فقالت لى عائشة : من هذا؟

فقلت لها: انا على فقالت : ان النبى راقد فانصرفت ثم قلت : النبى راقد وعائشة فى الدار؟
!
فرجعت و طرقت الباب فقالت لى عائشة من هذا؟
فقلت اناعلى فقالت : ان النبى على حاجة فانثنیت مستحییا من دقى الباب و وجدت فى صدرى ما لا استطیع علیه صبرا فرجعت مسرعا فدققت الباب دقا عنیفا, فقالت لى عائشة : من هذا؟

فقلت :انا على فسمعت رسول اللّه یقول لها: یا عائشة افتحى له الباب ففتحت فدخلت .

فقال(صلی الله علیه وآله وسلم) لى : اقعد یا ابا الحسن احدثک بما انا فیه او تحدثنى بابطائک عنى ؟

فـقـلـت: یـا رسـول اللّه ! حدثنى فان حدیثک احسن

فقال : یا ابا الحسن کنت فى امر کتمته من الم الـجـوع فـلما دخلت بیت
عائشة واطلت القعود ولیس عندها شی ء تاتى به , مددت یدى وسالت اللّه الـقـریـب المجیب, فهبط على حبیبى جبرئیل
(علیه السلام )
و معه هذا الطیر - و وضع اصبعه على طائر بین یـدیـه - فقال : ان اللّه عز وجل اوحى الى ان آخذ هذا الطیر وهو اطیب طعام فى الجنة فاتیک به یا محمد! فحمدت اللّه کثیراو عرج جبرئیل , فرفعت یدى الى السماء فقلت
: اللهم یسر عبدا یحبک و یحبنى یاکل معى هذا الطائر.

فمکثت ملیا فلم ار احدا یطرق الباب , فرفعت یدى ثم قلت : اللهم یسر عبدا یحبک ویحبنى و تحبه و احـبـه یاءکل معى هذا الطائر, فسمعت طرقک للباب وارتفاع صوتک فقلت لعائشة :ادخلى علیا, فـدخـلت فلم ازل حامدا للّه حتى بلغت الى اذ کنت تحب اللّه وتحبنى و یحبک اللّه و احبک فکل یا على ! فلما اکلت انا و النبى الطائر, قال لى : یا على !
حدثنى , فقلت یا رسول اللّه
....

فـقـال الـنبى (صل الله علیه وآله وسلم ) (لعائشة ): ابیت الا ان یکون الامر هکذا یا حمیراء! ما حملک على هذا؟

فقالت : یا رسول اللّه ! اشتهیت ان یکون ابى یاءکل من الطیر
فقال لها: ما هو باول ضغن بینک و بین على و قد وقفت على ما فى قلبک لعلى انک لتقاتلینه فقالت : یا رسول اللّه و تکون النساء یقاتلن الرجال ؟


فقال لـهـا: یـا عائشة انک لتقاتلین علیا و یصحبک ویدعوک الى هذا نفر من اصحابى فیحملونک علیه و لـیـکـونـن فى قتالک له امر یتحدث به الاولون و الاخرون و علامة ذلک انک ترکبین الشیطان ثم تـبـتـلـیـن قـبل ان تبلغى الى الموضع الذى یقصد بک الیه , فتنبح علیک کلاب الحواب فتسالین الـرجوع فیشهد عندک قسامة اربعین رجلا ما هى کلاب الحواب فتصیرین الى بلد اهله انصارک هو ابعد بلادعلى الارض الى السماء و
اقربها الى الماء و لترجعین و انت صاغرة غیر بالغة الى ماتریدین و یـکون هذا الذى یردک مع من یثق به من اصحابه , انه لک خیر منک له و لینذرنک بما یکون الفراق بینى و بینک فى الاخرة , و کل من فرق على بینى و بینه بعد وفاتى ففراقه جائز
.

فقالت: یا رسول اللّه ! لیتنى مت قبل ان یکون ما تعدنى ! فقال لها: هیهات هیهات و الذى نفسى بیده لیکونن ما قلت حتى کانى اراه .

ثـم قـال لـى : قـم یا على ! فقد وجبت صلاة الظهر حتى آمر بلالا بالاذان فاذن بلال و اقام الصلوة و صلى و صلیت معه و لم نزل فى المسجد.

از امیرالمومنین علی علیه السلام نقل است که فرمودند: با رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در مسجد بودم . آن حضرت پس از اداى فریضه صبح برخاستند واز مسجد خارج شدند. من نیز از پى او(صلی الله علیه وآله وسلم) بیرون آمدم .

برنامه همیشگى رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) این بود که اگر آهنگ رفتن جایى را داشت , مرا مطلع مى ساخت .
من هم وقتى که احساس مى کردم , درنگ پیامبر -بر خلاف انتظار - قدرى به طول انجامیده است , به هـمـان مـکـان مـى رفـتم تا از حال او خبر گیرم , چه اینکه دلم تاب و تحمل دورى پیامبر را, هر چند براى ساعتى , نداشت .

با توجه به همین برنامه ,آن روز صبح , پیامبر گرامى (صلی الله علیه وآله وسلم ) هنگام خروج ازمسجد به من فرمود: من به خانه عایشه
مى روم این را گفت و روانه گردید. من نیز به منزل بازگشتم و لحظاتى را در مـنـزل مـانـدم , ساعات خوشى را در جمع خانواده باحسن و حسین سپرى کردم و در کنار همسر و فـرزنـدان خـود احساس شعف و شادمانى داشتم ... (اما ناگهان حالتى در خود احساس
کردم , که گـویـا کـسـى مرا به سوى خانه عایشه فرا مى خواند, این بود که بى اختیار) از جا برخاستم و راهى منزل عایشه شدم .

در زدم . صداى عایشه بود که پرسید: کیستى ؟
گفتم : على.

گفت : رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم ) خفته است! نـاچـار برگشتم . اما با خود گفتم : جایى که عایشه در منزل
باشد, چگونه پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرصت خواب و استراحت پیدا نموده است ؟!


پـاسـخ او را بـاور نـکـردم . بـازگشتم و دوباره در زدم , این بار هم عایشه بود که پرسید: کیستى ؟
گفتم : على .
گفت : رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) کارى دارند.

مـن در حالى که از در زدن خود شرمگین شده بودم , برگشتم . ولى مگر بازگشت ممکن بود؟

شوق دیدار رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) حالتى در من پدید آورده بود که جز با دیدار او آسوده نمى گشتم , این بود که باز
بسرعت بازگشتم و براى بار سوم در کوفتم
. اما شدیدتر از دفعات پیش. باز عایشه پرسید: کیستى ؟
گفتم : على ."که خوشبختانه" آواز رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به گوشم رسید که به عایشه فرمود:در را باز کن ! عـایـشـه ناگزیر در را بگشود و من داخل شدم . پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) پس از آنکه مرا (کنار خود) نشاند, فرمود: اباالحسن ! آیا نخست من قصه خود را بازگویم یا ابتدا تو از تاخیر خود سخن گویى ؟

گفتم : اى فرستاده خدا! شما بگویید که سخن شما خوش تر است . آنگاه فرمود: مـدتـى بود که گرسنگى آزارم مى داد,و من آن را مخفى مى داشتم . تا اینکه به خانه عایشه آمدم , ایـنـجا هم - با اینکه توقفم به طول انجامید - چیزى براى خوردن پیدا نشد. از این رو دست به دعا گشودم و از ساحت کریمانه اش مدد جستم که ناگاه دوستم جبرئیل از آسمان فرود آمد و این مرغ بریان را به همراه خود آورد و گفت : هم اینک خداى عزوجل بر من وحى فرمود, که این مرغ برشته را که از
بهترین و پاکیزه ترین غذاهاى بهشتى است بر گیرم و براى شما بیاورم .

و جـبـرئیـل بـه آسـمان صعود کرد. من نیز به پاس اجابت و عنایت پروردگار,به شکر وستایش او مشغول شدم ,آنگاه گفتم : پروردگارا! از تو مى خواهم کسى را در خوردن این غذا همراهم سازى که من و تو را دوست داشته باشد.

لحظاتى منتظر ماندم و کسى بر من وارد نشد.

دوباره دست به دعا برداشتم و عرض کردم : خـدایـا! تـوفـیـق همراهى در صرف این غذا را نصیب آن بنده اى بنما که او افزون بر اینکه تو و مرا دوست بدارد, محبوب من و تو نیز باشد.

چیزى نگذشت که صداى کوبه در بلند شد و فریاد تو به گوشم رسید. به عایشه گفتم : در بگشا, کـه تـو وارد شـدى , (چشمانم به دیدنت روشن شد و) من پیوسته شاکر و سپاسگزار خداوندم , چه ایـنـکه تو همان کسى هستى که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند.

 على !مشغول شو و از غذا بخور! پـس از صـرف غـذا, پـیـامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) از على (علیه السلام) خواست تا او نیز قصه خود را بازگوید. در اینجا عـلـى (علیه السلام) آنـچـه در غـیـاب آن حـضـرت رخ داده بـود, از لـحـظـه خروج از مسجد تا مزاحمتها و مـمـانـعـت هـاى عـایـشـه و بهانه تراشى هاى او, همه را به عرض آن حضرت رسانید.
آنگاه پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)روى به عایشه کرد و فرمود: عایشه ! هر چه خدا بخواهد همان مى شود (اما بگو بدانم ) چرا چنین کردى ؟

عایشه گفت : اى رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) من خواستم افتخار شرکت در خوردن این غذاى بهشتى نصیب پدرم شود.

حـضرت فرمود: این اولین بار نیست که کینه توزى تو نسبت به على آشکار مى شود, من از آنچه در دل نـسـبـت بـه علی دارى , بـخـوبى آگاهم . عایشه ! کار تو به آنجا خواهد کشید که به جنگ با على
برمى خیزى ! عایشه گفت : مگر زنان هم با مردان به نبرد آیند؟

پـیامبر فرمود: همان که گفتم , تو بر جنگ و نبرد با على کمربندى و در این کار کسانى از نزدیکان و یاران من (طلحة وزبیر) تو را همراهى کنند و بر وى بشورند.

در این جنگ رسوایى به بار خواهید آورد که زبانزد همگان گردید, در این مسیر به جایى مى رسى کـه سـگـهاى حواب بر تو پارس کنند, در آنجا تو پشیمان گردى و درخواست بازگشت کنى اما پـذیـرفـتـه
نـخـواهـد شـد, چهل مرد (به دروغ ) شهادت دهند که آن مکان حواب نیست (ونام دیگرى دارد) و تو به شهادت و گواهى آنها خرسند خواهى شد و همچنان به راه خود ادامه دهى تا به شـهـرى بـرسـى (بـصره ) که مردم آن بر حمایت و یارى تو بپا خیزند. آن شهر از دورترین آبادیها به آسمان و نزدیکترین آنها به آب است .

امـا از این لشکر کشى سودى نخواهى برد و با شکست و ناکامى بازخواهى گشت , آن روز تنها کسى کـه جـانـت را
از مـعرکه قتال رهایى بخشد و تو راهمراه تنى چند از معتمدان و نیکان اصحابش به مدینه بازگرداند, همین شخص خواهد بود (اشاره به على علیه السلام).

خـیرخواهى او به تو همواره بیش از خیرخواهى تو به اوست , على , آن روزتو را از چیزى مى ترساند و از عاقبت شومى بر حذر مى دارد که اگر آن را اراده کند و بر زبان جارى سازد, فراق و جدایى
ابدى بـیـن مـن و تـو حـاصـل گـردد, چـه ایـنـکه اختیار طلاق و رهایى همسرانم پس از وفات من در دسـت عـلـى (علیه السلام) اسـت , و هـر یک را که او رها سازد و طلاق گوید, رشته زوجیت بین وى و رسول خـدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بـراى هـمـیـشه بریده گردد و او را از افتخار انتساب همسرى پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) محروم خواهد ساخت.

پیشگوییهاى حضرت که به اینجا رسید, عایشه گفت : اى کاش مرده بودم و آن روزها را نمى دیدم !

حـضـرت فـرمـود: هـرگز هرگز, به خدا سوگند آنچه گفتم شدنى است و گویا هم اینک آن را مى بینم.

سپس حضرت به من فرمود: عـلـى ! بـرخیز که وقت نماز ظهر است , باید بلال را هم براى اذان خبر کنم.

آنگاه بلال اذان گفت و حضرت به نماز ایستاد و من هم نماز گزاردم. و ما همچنان در مسجد ماندیم.

احـتـجاج , ص 197, بحار, ج 38, ص 348. داستان طیر مشوى (مرغ بریان ) از مسلمات
تاریخ و حدیث است . این داستان با روایات متفاوت , متجاوز از هیجده نقل , تنها در
کتب معتبر اهل سنت آمده است.

کتاب خاطرات حضرت امیر المومنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) نویسنده اقای شعبان خان صنمى (صبورى) 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فضائل امیرالمومنین


تاريخ : ۱۳٩٢/۱/٢۸ | ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

مطالبی در مورد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، ویژه فاطمیه دوم

1. اثبات شهادت حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها از کتب شیعه و سنی.

امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

«ان فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة ... ; فاطمه علیها السلام بانوی بسیار راست گویی است که او را به شهادت رسانده اند .» 

کافی، ج1،ص458 "کتاب شیعیان"

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : و إنّی لمّا رأیتها ذکرت ما یصنع بها بعدی ، کأنّی بها و قد دخل الذّل فی بیتها و انتُهکَت حُرمتُها و غُصِبَ حقّها و مُنِعَت إرثها و کسر جنبها و أسقطت جنینها و هی تنادی یا محمداه فلا تجاب ...... فتکون أوّل من تلحقنی مِن اهل بیتی فتقدم علیّ محزونة مکروبة مغمومة مقتولة ...

فرائد السمطین ج2 ، ص 34 و 35 . " کتاب اهل سنت"

من هر زمان او را می بینم یاد آن چیزی می افتم که بعد از من با وی رخ خواهد داد . انگار که من او را می بینم که ذلت در خانه وی داخل شده است و حرمتش شکسته شده است و حقش غصب گردیده است و از ارثش محروم گردیده است و پهلویش شکسته شده است و فرزند در شکمش سقط شده است در حالیکه صدا می زند یا محمداه ولی کسی جواب وی را نمی دهد ... پس او اولین کسی است که از خانواده ام به من خواهد پیوست . پس به نزد من می آید در حالیکه اندوهگین و سختی کشیده و غمگین است و کشته شده است.

تا اینجا شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها از کتب شیعه و سنی با سند صحیح اثبات شد.

2. عده ای هستند که معتقدند، پیامبر برای ابوبکر و عمر و.... شفاعت میکنند و آن ها را از عذاب نجات میدهند. به حدیث زیر که از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد است، توجه کنید.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا;ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ]خارج نمی سازد .»

بحارالانوار، ج 76، ص 354

با توجه به حدیث فوق، این ادعا باطل می باشد و شفاعتی برای غاصبین حقوق اهل البیت علیهم السلام از جانب پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، صورت نخواهد گرفت. و مدعی یا مدعیان این ادعا، در گمراهی آشکاری بسر می برند.

3.تهمت دیگری که به حضرت زهرا سلام الله علیها زدند این است که، ادعا کردند، حضرت زهرا سلام الله علیها از انفاق های امیرالمومنین علی علیه السلام ناراحت و عصبانی شدند.در حالیکه حدیث زیر، خلاف این ادعا را به اثبات می رساند.

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند : سه چیز از دنیای شما برای من دوست داشتنی است : 1-تلاوت قرآن 2-نگاه بر چهره مبارک رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم 3-انفاق در راه خدا. نهج الحیاة صفحه 276

حضرت زهرا نه تنها از انفاق های امیرالمومنین، ناراحت نمی شدند بلکه طبق گفته ی خودشان، انفاق یکی از موارد سه گانه ای هست، که نزد حضرت دوست داشتنی می باشد.

4. تهمت دیگری که به امیرالمومنین علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها وارد ساختند این است که، ادعا کردند که امیرالمومنین علی علیه السلام در زمان حیات حضرت فاطمه سلام الله علیها، از دختر ابوجهل خواستگاری کرده و با این کار، حضرت فاطمه سلام الله علیها را خشمگین نموده است.

در دروغ و کذب بودن این ادعا شکی وجود ندارد و کسانی که این روایت دروغ را جعل کردند خبر از صمیمیت موجود بین مولا علی و خانم فاطمه نداشتند.

حضرت على(علیه السلام) درباره محبت و صمیمیت خویش با فاطمه زهرا(علیها السلام) مى فرماید: «به خدا سوگند تا فاطمه زنده بود، او را به خشم نیاوردم و او نیز کارى نکرد که مرا به خشم آورد. هر گاه به او مى نگریستم، غم و اندوه من برطرف مى شد» بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 43، ص 133 ـ 134

5. ادعای دیگری که مطرح میکنند این است که حضرت فاطمه سلام الله علیها از ابوبکر و عمر راضی شد و آن دو را بخشید. برای ثابت شدن بطلان این ادعا، به منابع اهل سنت متوسل می شویم.

روایتی معروف از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وجود دارد که هم در منابع شیعیان و هم منابع اهل سنت وجود دارد، که وجود با عظمت رسول الله فرمودند:

 ("فاطمة بضعتی فمن آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله"

فاطمه پاره تن من است، هر کسی او را بیازارد مرا آزرده و کسی که مرا بیازارد، خداوند را آزرده است.

و در حدیثی دیگری فرمودند: خدا برای‌ غضب‌ فاطمه‌، غضب‌ می‌کند و برای‌ رضایت‌ او راضی‌ می‌شود.) تا اینجا مشخص شد که غضب حضرت فاطمه، غضب خداوند است،

حال به روایات صحیح بخاری توجه کنید:

بخارى در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت از تداوم غضب و قهر فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر، سخن گفته است. در کتاب أبواب الخمس، مى‌نویسد:  " فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَکْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّیَتْ. 

"فاطمه دختر رسول خدا از ابوبکر ناراحت و از وى روى گردان شد و این ناراحتى ادامه داشت تا از دنیا رفت.

صحیح البخاری، ج 3،‌ ص 1126، ح2926، باب فَرْضِ الْخُمُسِ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

 در کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، حدیث 3998 مى‌گوید:"
فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى
تُوُفِّیَتْ  "
فاطمه بر ابوبکر غضب کرد وبا وى سخن نگفت تا ازدنیا رفت.

صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987

در کتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبى (ص) لا نُورَثُ ما تَرَکْنَا صَدَقَةٌ حدیث
6346 مى‌نویسد:
" فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ. "پس فاطمه از ابوبکر کناره گیرى کرد و با وى سخن نگفت تا از دنیا رفت.

صحیح البخاری، ج 6، ص 2474، ح6346، کتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبی (ص) لا نُورَثُ ما تَرَکْنَا صَدَقَةٌ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

و در روایت ابن قتیبه آمده است که هنگامى که آن دو براى عیادت آمدند،

فاطمه زهرا سلام الله علیها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به امیرمؤمنان  علی علیه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت کرد،‌ حضرت زهرا در پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:" البیت بیتک. "یعنى علی جان! خانه خانه تو است و من هم کنیز تو هستم، تو مختارى هر کسى را که دوست دارى اجازه ورود بدهی. امیر مؤمنان علیه السلام براى اتمام حجت و این که آن دو بعداً بهانه نیاورند که ما مى‌خواستیم از فاطمه رضایت بگیریم ؛ ولى علی نگذاشت،به آن دو اجازه ورود داد .

هنگامى که آن‌ دو عذرخواهى کردند، صدیقه طاهره نپذیرفت؛ بلکه از آن‌ها این چنین اعتراف گرفت:

نشدتکما الله ألم تسمعا رسول الله یقول «رضا فاطمة من رضای وسخط فاطمة من سخطی فمن أحب فاطمة ابنتی فقد أحبنی ومن أ رضى فاطمة فقد أرضانی ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی »

شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید که فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هر کس فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود کرده است و هر کس فاطمه را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است؟.

هر دو نفرشان اعتراف کردند: آرى ما از رسول خدا اینگونه شنیده ایم. نعم سمعناه من رسول الله.

سپس صدیقه طاهره فرمود:

فإنی أشهد الله وملائکته أنکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ولئن لقیت النبی لأشکونکما إلیه.

 پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده‌اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد.

به این نیز بسنده نکرده و فرمود:

والله لأدعون الله علیک فی کل صلاة أصلیها.

به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد.

الإمامة والسیاسة، ج 1،‌ ص 17، باب کیف کانت بیعة علی رضی الله عنه، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م

طبق روایات صحیح بخاری، حضرت زهرا سلام الله علیها بر ابوبکر غضب نمودند و از آنجایی که اذیت حضرت فاطمه، اذیت رسول خداست و اذیت رسول خدا،اذیت خداوند است، پس افراد مذکور شامل این آیه از قرآن می شوند.

ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعد لهم عذابا مهینا

سوره احزاب، آیه 57

آنها که خدا و پیامبرشان را آزار می‌دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و برای آنها عذاب خوارکننده‌ای آماده کرده است.

در نتیجه: ثابت شد که حضرت زهرا سلام الله علیها از ابوبکر و عمر، راضی نشدند و خشم خود را نسبت به آن دو نفر، جاودانه ساختند. از طرف دیگر، ادعای رضایت حضرت از آن دو، رد می شود.

6. علی هم کفو با فاطمه علیهماالسلام:

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«لولا ان امیرالمؤمنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه;به راستی اگر امیرالمؤمنین علیه السلام فاطمه علیها السلام را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه علیهاالسلام همتایی نبود .»خصال، ج 2، ص 414

 قبل از امیرالمومنین علی علیه السلام، ابوبکر و عمر از خواستگاران حضرت فاطمه زهرا بودند که در دفعات جداگانه ای اقدام به خواستگاری کردند لذا پیامبر در جواب آن دونفر فرمود: درباره فاطمه منتظر قضا و قدر الهی هستم. و دستور خدا به پیامبر بود که حضرت فاطمه سلام الله علیها را به ازدواج امیرالمومنین علی علیه السلام درآورد.

این جریان اشاره به برتر بودن مولا علی بر دیگر افراد امت دارد. که حقا" افضل ترین فرد امت، بعد از پیامبر، مولا علی علیه السلام است.

7.پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: برترین زنان عالم، چهار نفرند، خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و آسیه بنت مزاحم و مریم بنت عمران.

 الجامع لأحکام القرآن، ج۴، ص۸۳

که حضرت فاطمه از مادر ارجمندش و حضرت آسیه و حضرت مریم، برتر است.

شهادت جانسوز حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رو به محضر مبارک مولایمان، حضرت صاحب العصر والزمان تسلیت عرض میکنیم.

یا زهرا


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شهادت حضرت زهرا


تاريخ : ۱۳٩٢/۱/۱٧ | ۸:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الرب الزهرا

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

زندگانی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، سرشار از بندگی خالصانه خداوند متعال بود و در مدت کوتاه از عمر با برکت حضرت، خطبه ها، کلمات قصار، ادعیه، اشعار، فضائل، کرامات و ...... از حضرت به دست ما رسیده است.

لذا بنده قطره ی بسیار بسیار کوچکی از فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها را می آورم.

فضیلت اول:

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: آنگاه که در شب معراج داخل بهشت شدم، دیدم بر در بهشت با خط طلا اینچنین نوشته اند: "معبودی جز خداوند یگانه نیست، محمد حبیب خداست، علی ولی خداست، فاطمه بنده مخصوص خداست، حسن و حسین بندگان خالص و برگزیده خدا هستند، و لعنت خدا بر دشمنان همه آنها باد." 1.

فضیلت دوم:

پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: اولین کسی که داخل بهشت می شود فاطمه سلام الله علیها است. 2.

فضیلت سوم:

امام صادق علیه السلام فرمودند: برای فاطمه در نزد خداوند نُه اسم وجود دارد:

فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، رضیه، مرضیه، محدثه و زهراء. 3.

فضیلت چهارم:

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:

من بشری هستم همانند شما که از بین شما زن می گیرم و به شما نیز زن می دهم، مگر دخترم فاطمه را که امر ازدواج وی از آسمان نازل شده است.4.

فضیلت پنجم:

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:

ملعون است، ملعون است کسی که بعد از من به دخترم فاطمه ظلم کند و حق او را " که فدک باشد" غصب نماید و او را شهید گرداند. 5.

فضیلت ششم:

از امام صادق علیه السلام سوال شد: چه کسی حضرت فاطمه سلام الله علیها را غسل داد؟ فرمود: امیرالمومنین علی علیه السلام او را غسل داد؛ چرا که فاطمه صدیقه بود و صدیقه را باید شخصی صدیق غسل بدهد. 6.

کلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در نقل معجزه ای از معجزات حضرت علی علیه السلام.

از حضرت فاطمه سلام الله علیها نقل است که فرمودند:

" زلزله ای بسیار عظیم در زمان ابوبکر رخ داد و مردم از ترس و وحشت به سوی ابی بکر و عمر دویدند، ولیکن آندو را دیدند که خودشان سراسیمه بسوی خانه علی علیه السلام می دوند.آنگاه مردم نیز به دنبال آن دو به سرعت، به سوی خانه حضرت علی علیه السلام رسیدند و دیدند که آن حضرت خیلی آرام و بدون هیچ اضطراب و نگرانی از آن واقعه، از منزل خارج شدند و سپس از میان آنان عبور کرده و بر بالای یک بلندی رفتند و در آنجا نشستند، در حالیکه به اطراف و حوالی شهر نگاه می کردند و زمین را می دیدند که (همچون آب در جوشش) غلیان می کرد.

آنگاه حضرت علی فرمودند: گویا هلاکت شما همانطوری که می بینید حتمی است.

گفتند: و چگونه نترسیم، در صورتیکه ما تا به حال چنین زلزله عظیمی ندیده بودیم؟

آنگاه حضرت علی لبهای مبارکشان را تکان دادند و ضربه ای با دست بر زمین زدند و فرمودند: چه شده است تو را ( ای زمین)، آرام باش! آنگاه بلافاصله زمین آرام شد و مردم بیشتر از آنچه از خود زلزله متعجب بودند از این معجزه حضرت تعجب کردند، تا اینکه آن حضرت بسوی مردم رفته و فرمودند: آیا شما از کار من تعجب کردید؟گفتند: بلی.

فرمود: پس بدانید که همانا من همان کسی هستم که خداوند متعال در قرآن فرموده است: ( روزی زمین زلزله سختی خواهد کرد و تمامی محتویات خود را بیرون خواهد ریخت و انسانی در آن هنگام خطاب به زمین می گوید: چه شده تو را ای زمین! ساکت باش) و من همان انسانم که لحظاتی قبل، این سخن را به زمین گفتم و آن نیز اطاعت کرد و در مورد اینکه در قرآن کریم آمده است"( و زمین در آن هنگام خبرهایش را بازگو خواهد کرد) من همان کسی هستم که هم اکنون زمین اخبارش را با من در میان گذاشت." 7.

حکمت اول:

حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند: هر که خالص ترین عبادت خود را به سوی خداوند بالا بفرستد، خداوند متعال نیز برترین و بهترین مصلحت و تقدیرش را برای او پایین میفرستد. 8.

حکمت دوم:

حضرت فاطمه فرمودند: همانا خوشبخت به معنای تمام و واقعی آن کسی است که علی علیه السلام را در زندگی خویش و پس از مرگش دوست بدارد. 9.

منابع:

1.الطرائف ص64، مائه منقبة ص87؛ ارشاد القلوب ص 234؛ کشف الیقین ص459

2.مناقب ابن شهر آشوب ج3، ص 329؛ بحارالانوار ج37، ص170؛ کنزالعمال ج12، ص110

3.کشف الغمه ج1، ص463؛ البحار ج43، ص10

4.الکافی ج5، ص568، ح 54؛ الفقیه ج3، ص393، ح4382؛ مکارم الاخلاق ص 204

5.العدد القویه ص225؛ کنزالفوائد ج1،ص149؛ وسائل الشیعه ج11، ص518

6.الفقیه ج1،ص142، ح399؛ علل الشرایع ص184؛ مناقب ابن شهر آشوب ج3،ص138؛ دعوات راوندی ص 254.

7.علل الشرایع ج2، ص556؛ دلائل الامامه ص1؛ تاویل الآیات ص806؛ المناقب ج2، ص324

8.تفسیر العسکری ص347، ح177؛ عدة الداعی ص233؛ مجموعه ورام ج2،ص108

9.ینابیع الموده ص213؛ العمدة ص200؛ بشارة المصطفی ص 149؛ دلائل الامه ص7.

فرا رسیدن سالروز شهادت اولین شهید راه ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام، را به محضر مبارک حضرت صاحب الزمان و همه ی شیعیان و محبین تسلیت عرض میکنم.

مرحم زخم علی مرتضی خواهد آمد.

یا علی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شهادت حضرت زهرا


تاريخ : ۱۳٩٢/۱/٥ | ۳:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.