بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 

اهـل ولا سورۀ قـدر بخوانیـد
در قـدم مـجتبی گـل بفشانیـد
حاجت خود را از این در بستانید
قبلۀ حاجات هر مـرد و زن آمـد
روح ولایت به تن آمد
آل محمّد حسن آمد.

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ، فرمایشاتی درباره ی حضرت امام مجتبی و حضرت امام سیدالشهدا فرمودند که بیانگر مقام و عظمت ایشان نزد رسول اکرم می باشد.

در حدیثی فرمودند: الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا. 1

امام حسن و امام حسین در همه احوال، هر دو امام هستند، چه بایستند (قیام کنند) و چه بنشینند. ( قیام نکنند.)

در حدیث بعدی این مطلب را بیان می کنند که ان الحسن و الحسین هما ریحانتای من الدنیا من احبنی فلیحبهما. 2

حسن و حسین دو گل خوشبوی من در دنیا هستند؛ دوستدار من باید به آندو مهر ورزند.

امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام می فرماید، رسول الله بر ما وارد شد، دست حسنم را گرفت او را به سینه خویش چسبانید و فرمود: بابی انت و امی من احبنی فلیحب هذا. 3

پدر و مادرم فدای تو باد هر که مرا دوست دارد حسنم را نیز دوست بدارد.

شدت و علاقه پیامبر رحمت به امام حسن مجتبی طوری بود که به کرات می فرمودند: اللهم انی احب حسنا فاحبه و احب الله من یحبه. 4

خداوندا من حسن را دوست دارم و تو هم او را دوست بدار، و هر که حسنم را دوست بدارد خداوند او را دوست می دارد.

در حدیث دیگری فرمودند: ابنی و ثمرة فوادی من آذی هذا فقد آذانی و منه آذانی فقد آذی الله. 5

حسن فرزند و میوه دل من است، هر کسی او را بیازارد مرا آزرده و هر که مرا بیازارد خداوند را آزرده است.

و همچنین فرمودند: أن الحسن و الحسین سیدا الشباب اهل الجنه. 6 

حسن و حسین دو سید و آقای اهل بهشت هستند.

 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ:

 

قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع الْحَسَنُ أَفْضَلُ أَمِ الْحُسَیْنُ فَقَالَ الْحَسَنُ أَفْضَلُ مِنَ الْحُسَیْنِ قَالَ قُلْتُ فَکَیْفَ صَارَتِ الْإِمَامَةُ مِنْ بَعْدِ الْحُسَیْنِ فِی عَقِبِهِ دُونَ وُلْدِ الْحَسَنِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَحَبَّ أَنْ یَجْعَلَ سُنَّةَ مُوسَى وَ هَارُونَ جَارِیَةً فِی الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع أَلَا تَرَى أَنَّهُمَا کَانَا شَرِیکَیْنِ فِی النُّبُوَّةِ کَمَا کَانَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ شَرِیکَیْنِ فِی الْإِمَامَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ النُّبُوَّةَ فِی وُلْدِ هَارُونَ وَ لَمْ یَجْعَلْهَا فِی وُلْدِ مُوسَى وَ إِنْ کَانَ مُوسَى أَفْضَلَ مِنْ هَارُونَ ع قُلْتُ فَهَلْ یَکُونُ إِمَامَانِ فِی وَقْتوَاحِدٍ قَالَ لَا إِلَّا أَنْ یَکُونَ أَحَدُهُمَا صَامِتاً مَأْمُوماً لِصَاحِبِهِ وَ الْآخَرُ نَاطِقاً إِمَاماً لِصَاحِبِهِ فَأَمَّا أَنْ یَکُونَا إِمَامَیْنِ نَاطِقَیْنِ فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ فَلَا قُلْتُ فَهَلْ تَکُونُ الْإِمَامَةُ فِی أَخَوَیْنِ بَعْدَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع قَالَ لَا إِنَّمَا هِیَ جَارِیَةٌ فِی عَقِبِ الْحُسَیْنِ ع کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَوَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ ثُمَّ هِیَ جَارِیَةٌ فِی الْأَعْقَابِ وَ أَعْقَابِ الْأَعْقَابِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه. 7

 هشام بن سالم گوید: به امام صادق علیه السّلام گفتم: حسن افضل است یا حسین؟ فرمود: حسن از حسین افضل است. گوید گفتم: پس چگونه است که امامت پس از حسین در فرزندان وى است و نه در فرزندان حسن؟ فرمود:

 

خداى تعالى خواسته است که روش موسى و هارون را در حسن و حسین علیهما السّلام جارى سازد آیا نمىبینى که آن دو در نبوّت شریک بودند همچنان که حسن و حسین در امامت شریک بودند و خداى تعالى نبوّت را در فرزندان هارون قرار داد نه در فرزندان موسى، گرچه موسى افضل از هارون بود، گفتم: آیا ممکن است در یک زمان دو امام باشند؟ فرمود: خیر، مگر آنکه یکى از آن دو خاموش باشد و از دیگرى پیروى نماید و دیگرى ناطق و پیشواى وى باشد، امّا در یک زمان دو امام ناطق نخواهد بود، گفتم: آیا میشود پس از حسن و حسین علیهما السّلام دو برادر امام باشند فرمود: خیر و امامت در عقب حسین علیه السّلام جارى است همچنان که خداى تعالى فرموده است: وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ، بعد از آن نیز در فرزندان و فرزندان فرزندان او تا روز قیامت جارى است.

____________________

منابع:

1. بحار الانوار 43/291 و 44/2

2. سنن ترمذى 5/615 و الفصول المهمه 171 و بحار الانوار 37/74

3. کنز العمال ج 16، ص 262 ـ ج 5، ص102

4.  کنز العمال ج 16، ص 262 ـ ج 5، ص102

5. احقاق الحق ج 11، ص 63

6. الأمالی (للمفید) ؛ النص ؛ ص23

7. کمال الدین و تمام النعمة ؛ ج2 ؛ ص416

ولادت حضرت امام مجتبی علیه السلام را اولا به محضر حضرت ولی عصر ارواحنافداه تبریک عرض می کنم و بعد خدمت شیعیان و محبین حضرتش.

جان عالم به فدای امام مجتبی علیه السلام، بنفسی انت یا مولای. مولا جانم، در حد بضاعتم نوشتم، نزد پروردگار عالم مرا نیز شفاعت بفرما.

یا علی مدد

اللهم عجل لولیک الفرج                                     15 رمضان 1435


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام مجتبی


تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٢٢ | ٧:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

السلام علیک یا مهدی صاحب الزمان

خدایا اگر در ایام سپری شده شعبان ما را نیامرزیدی در باقی مانده آن ما را بیامرز.

ماه ضیافت پروردگار عالم برای مومنان نزدیک است و انتظار مومنان به سر آمد. یکی از اعمال ماه رمضان نوافل ماه رمضان هست که خوانده می شود که در نزد شیعه اثنی عشری به این نام معروف و در نزد اهل سنت به نماز تراویح معروف است.

از وقتی که خلافت الهی امیرالمومنین امام علی علیه السلام غصب شد جامعه اسلامی از مسیر مستقیم خود خارج شد و بدعت ها در دین گذاشتند. یکی از این بدعت ها همین بدعت تراویح است که توسط خلیفه ی دوم مخالفین شیعه گذاشته شد و آنقدر مردم به این بدعت ها روی آوردند که زمانی که امیرالمومنین می خواستند این بدعت را از بین ببرند با مشکلات جدی رو به رو می شدند.

روایت معروف در این زمینه موجود هست که شیخ طوسى در تهذیب الاحکام از عمار از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که از ایشان در مورد خواندن نوافل ماه رمضان در مساجد سؤال شد و حضرت در پاسخ فرمودند:

 لمّا قدم امیرالمؤمنین(علیه السلام) الکوفة أمرالحسن بن علیّ(علیه السلام) أن ینادی فی الناس: «لاصلاة فی شهر رمضان فی المساجد جماعة»، فنادى فی الناس الحسن بن علیّ بما أمره به أمیرالمؤمنین فلمّا سمع الناس مقالة الحسن بن علیّ صاحوا: واعمراه، واعمراه. فلمّا رجع الحسن إلى أمیرالمؤمنین قال له: ماهذا الصوت؟ فقال: یا أمیرالمؤمنین: الناس یصیحون: واعمراه، واعمراه، فقال أمیرالمؤمنین: قل لهم: صلّوا.

وقتى امیرالمؤمنین به کوفه آمد به حسن بن علی دستور داد تا در میان مردم ندا دهد: «در ماه رمضان نبایستى نماز نافله در مساجد به صورت جماعت خوانده شود». حسن بن على طبق فرمان امیرالمؤمنین را در میان مردم نداداد. هنگامى که مردم این پیام را شنیدند فریاد برآوردند: واعمرا، واعمرا. وقتى حسن بن على نزد امیرالمؤمنین بازگشت، امیرالمؤمنین به او فرمود: این صداها چیست؟ او عرض کرد: اى امیرالمؤمنین مردم فریاد مى‌زنند: «واعمراه، واعمرا» امیرالمؤمنین فرمود: به آنها بگو نماز را(به صورت جماعت) بخوانند.

منتهى المطلب فی تحقیق المذهب، ج6، ص142.

خود شیخ طوسی رحمه الله علیه بعد از نقل این روایت گفتند امیرالمؤمنین خواندن نوافل را منع نکرد، بلکه خواندن آنها را به صورت جماعت منع کرد و وقتى دید این کار موجب فساد و فتنه مى‌شود، اجازه داد تا طبق عادتشان نوافل را به صورت جماعت بخوانند.

تهذیب الأحکام، ج3، باب فضل شهر رمضان، حدیث 30.

نکته ای که قابل تامل هست برادران اهل سنت به این روایت استناد می کنند از باب قاعده ی الزام که امیرالمومنین نماز تراویح را قبول داشتند و امر به خواندن کردند. در جواب گفته می شود که در روایت امیرالمومنین فرمودند قل لهم صلوا و با توجه به این عبارت لاصلاة فی شهر رمضان فی المساجد جماعة که دستور امیرالمومنین هست این نتیجه حاصل می شود که خود امیرالمومنین با آنها نماز نخوانده است و امیرالمومنین کسی است که هرگز سنت پیامبر را ترک نمی فرمودند و اگر خواندن نوافل به صورت جماعت سنت می بود امیرالمومنین نه تنها منع نمی فرمودند بلکه ترغیب هم می کردند، در نتیجه خواندن تروایح به جماعت سنت عمر بوده که در روایت مردم فریاد زدند واعمرا واعمرا. به قول خودش هذه النعمه البدعه.

روایت دیگر این که کلینى از زراره و محمد بن مسلم و فضیل روایت کرده که آنها از امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) از جماعت خواندن نافله‌هاى شب ماه رمضان، سؤال کردند و آنها در پاسخ فرمودند:

انّ النبیّ کان إذا صلّى العشاء الآخرة انصرف إلى منزله ثمّ یخرج من آخر اللیل إلى المسجد فیقوم فیصلّی، فخرج فی اوّل لیلة من شهر رمضان لیصلّی کما کان یصلّی، فاصطف الناس خلفه فهرب منهم إلى بیته و ترکهم، ففعلوا ذلک ثلاث لیال، فقام(ص) فی الیوم الرابع على منبره، فحمداللّه‌ و أثنى علیه، ثمّ قال: أیّها الناس انّ الصلاة باللیل فی شهر رمضان من النافلة فی جماعة بدعة وصلاة الضحى بدعة، ألا فلاتجتمعوا لیلاً فی شهر رمضان لصلاة اللیل ولاتصلّوا صلاة الضحى، فانّ تلک معصیة ألا فانّ کل بدعة ضلالة و کلّ ضلالة سبیلها إلى النار ثمّ نزل وهو یقول: قلیل فی سنة خیر من کثیر فی بدعة.. الکافى، ج4، ص154.

چون پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نماز عشاء را مى‌خواند، به طرف منزلش رهسپار مى‌شد، آنگاه آخرشب به مسجد مى‌آمد تا نماز بخواند. در شب اوّل ماه رمضان از خانه بیرون آمد تا همچون گذشته نماز بخواند، مردم پشت سر او صف بستند تا با او نماز بخوانند. پیامبر که این صحنه را دید از آنها گریخت و به طرف خانه‌اش رفت. این حادثه سه شب تکرار شد. حضرت در روز چهارم، بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم! خواندن نمازهاى نافله شبهاى ماه رمضان به صورت جماعت، بدعت است. ونماز ضُحا بدعت است. در شب ماه رمضان براى اقامه نماز نافله شبهاى آن اجتماع نکنید و نماز ضُحا را نخوانید؛ زیرا این کار معصیت است. بدانید که هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به آتش راه دارد.» پیامبر پس از ایراد این سخنان از منبر پایین آمد، در حالى که مى‌فرمود: عمل اندکى که مطابق با سنت باشد از عمل زیادى که بدعت باشد بهتر است.

نماز ضحا یک نماز مستحبی در میان اهل سنت هست که متاسفانه این نماز را می خوانند!

روایت دیگر در این زمینه که کلینی از عبید بن زراره از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت فرمود:

کان رسول اللّه‌ صلی الله علیه وآله وسلم یزید فی صلاته فی شهر رمضان اذا صلّى العتمة، صلّى بعدها، فیقوم الناس خلفه فیدخل و یدعهم، ثمّ یخرج إیضاً فیجیئون فیقومون خلفه، فیدعهم و یدخل مراراً؛ تهذیب الأحکام، ج3، ص69، باب فضیلت ماه رمضان، حدیث 29.

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در ماه رمضان بعد از نماز عشا، زیاد نماز مى‌خواند. پس از نماز عشاء به نماز مى‌ایستاد و مردم پشت سر او مى‌ایستادند، ولى پیامبر آنها را رها کرده و به منزل خود باز مى‌گشت. سپس از خانه خارج مى‌شد تا به نماز بایستد، باز مردم مى‌آمدند و پشت سر او مى‌ایستادند و پیامبر هم آنها را رها کرده به منزل مى‌رفت و این کار چند بار تکرار مى‌شد.

نتیجه‌اى که از این روایات گرفته مى‌شود این است که پیامبر با ترک مردم و برگشتن مکرر به خانه، آنها را از خواندن نوافل به صورت جماعت نهى مى‌کرد. اما مردم به سبب علاقه به خواندن نافله به امامت پیامبر، کوتاه نمى‌آمدند. وقتى پیامبر دید که مردم بر این کار اصرار دارند، در روز چهارم برفراز منبر رفت و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود:

أیّها الناس انّ الصلاة باللیل فی شهر رمضان من النافلة فی جماعة بدعة و صلاة الضحى بدعة. ألا فلا تجتمعوا لیلاً فی شهر رمضان لصلاة اللیل و لاتصلّوا صلاة الضحى، فانّ تلک معصیة ألا فانّ کلّ بدعة ضلالة و کلّ ضلالة سبیلها إلى النار. ثمّ نزل و هو یقول: قلیل فی سنة خیرٌ من کثیر فی بدعة. من لایحضره الفقیه، ج1، ص87، کتاب الصوم.

اى مردم! به جماعت خواندن نوافل شبهاى ماه رمضان، بدعت است و نماز ضُحا بدعت است. آگاه باشید، هیچگاه در شبى براى اقامه نماز (مستحبى) در ماه رمضان اجتماع نکنید و نماز ضُحا نخوانید؛ زیرا این کار معصیت است. آگاه باشید! هر بدعتى، گمراهى است و هر گمراهى به آتش راه دارد. آنگاه از منبر پایین آمد در حالى که مى‌گفت: عمل اندکى که مطابق با سنت باشد، بهتر از عمل زیادى است که بدعت باشد.

در نتیجه: اظهر من الشمس است که خواندن جماعت یعنی عمل کردن به سنت عمر بدعت است و هر گمراه کننده ای در جهنم است.

جناب شوکانی هم که از اهل سنت هستند گفته اند: خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم معتقدند که خواندن این نماز به صورت جماعت بدعت است. نیل الأوطار، ج3، ص50

علمای بزرگوار شیعه هم از اهل البیت پیامبر پیروی کرده و معتقدند که خواندن نوافل ماه رمضان به صورت جماعت بدعتی است که بعد از پیامبر رحمت حادث شده است، و از دسته مواردی است که از طرف خداوند متعال هرگز دلیل و حجتی در مورد آن نازل نشده است.

شیخ طوسی گفته است: نوافل ماه رمضان بایستى به صورت فرادى به جاى آورده شود و خواندن آنها به جماعت، بدعت است. الخلاف، کتاب الصلاة، مسأله 268.

علامه حلی گفته است: از نظر همه علماى شیعه، خواندن این نماز(نوافل ماه رمضان) به صورت جماعت جایز نیست. تذکرة الفقها، ج2، ص282.

در منتهی المطلب هم چنین آورده که علماى شیعه معتقدند، به جماعت خواندن نوافل ماه رمضان، بدعت است. منتهى المطلب فی تحقیق المذهب، ج6، ص142.

ان شاالله همه ی ما، پیرو سنت پیامبر و اهل البیت پیامبر علیهم السلام باشیم ولاغیر.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: پاسخ به شبهات علیه مذهب حقه تشیع


تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٥ | ٤:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : امیر محمد | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.