پاسخ به ادعای پوچ و باطل اهل سنت 2

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

سلام به دوستان عزیز. همونطور که گفته بودم، برادران گرام اهل سنت ادعای باطل دیگه ای رو هم کردند که ادامه ی پست قبل است، لذا به فضل الهی به این خرافات و ترشحات ذهنی پاسخ خواهم داد.

ادعای پوچ و باطل وبلاگ رسمی اهل سنت:

بحث در مورد مخالفت علی بن ابی طالب با خلیفه مسلمانان . قسمت دوم :

ادامه بحث _ اگر امت اسلامی عدم صلاحیت یک فرد به عنوان خلیفه را تشخیص دهد میتواند او را بر کنار کند ( در مورد زمان خلافت ) . چون حضرت ابوبکر توسط  ریش سفیدان و دانایان امت اسلامی به خلافت رسید پس عدم صلاحیت حضرت ابوبکر برای خلافت رد میشود .

علی بن ابی طالب با مخالفت با ایشان در واقع با امت اسلامی مخالفت کرده و دانایان وافرادی که حضرت ابوبکر را به عنوان خلیفه دانستند زیر سوال برده و با کل امت اسلامی مخالفت کرده است .

همه ما میدانیم که دوران خلافت حضرت ابوبکر (رض) و حضرت عمر (رض) و حضرت عثمان(رض) بهترین دوران امت اسلامی بوده زیرا در زمان ایشان
عدالت کامل رعایت شده بود .

فتوحات مسلمانان گسترش یافته بود .              
             
همه امت از زندگیشان و از خلیفه شان راضی بودند .

ولی در زمان خلافت علی بن ابی طالب چه اتفاقی افتاد ؟

غیر از آنکه از همان اول با مخالفت روبه رو شد و بیشتر امت او را به عنوان خلیفه قبول نداشتند .

مردم به این او را دوست داشتند چون پسر عموی پیامبر و داماد ایشان بود ولی به عنوان خلیفه او را نمیخواستند .حالا دلایلش بماند .

در زمان خلافت او جنگ های داخلی گسترش یافت و دسیسه ها برای بر کناری او زیاد شد که این بدان معناست که امت از او راضی نبودند .
پس چرا در زمان خلافت سه خلیفه پیشین از این چیز ها خبر نبود ؟

ادامه دارد..........

 پاسخ ادعای باطل وبلاگ رسمی اهل سنت، از طرف صراط شیعه:

سلام علیکم. متاسفانه باز هم ادعای باطلی رو مطرح فرمودی، ادعایی که از جهل و تعصب ریشه گرفته است و من به فضل الهی جواب شما را میدم.  بخش اول پاسخ:

در آن زمان، که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شهید شدند، 23 سال از مدت اسلام می گذشت، من از شما سوال می پرسم، ابوبکر توسط کدام دانایان و ریش سفیدان برگزیده شد؟؟؟! حتما دانایان امت اسلامی این افراد هستند.: عمر بن الخطاب، ابوعبیده جراح، عثمان بن عفان، و کسانی که در پایگاه فتنه ی سقیفه گرد هم آمدند.

در زمان خلافت غاصبانه ی ابوبکر، عده ای یهودی نزد ابوبکر آمدند و به ابوبکر گفتند ما از تو سوالاتی را می پرسیم، اگر جواب دادی یقین پیدا میکنیم که اسلام حق است و محمد صلی الله علیه وآله وسلم پیامبر خداست. ابوبکر گفت سوالات خود را بپرسید،

یهودیان شروع به پرسش کردند، اما ابوبکر حتی یک سوال از آنان را جواب نداد، و همواره سکوت اختیار کرده بود. یهودیان گفتند خلیفه ی مسلمانان از جواب دادن به چند سوال ساده عاجز ماند، به یقین اسلام دین بر حقی نیست و محمد هم پیامبر خدا نیست. "استغفرالله." امیرالمومنین علی علیه السلام در انجا حضور داشتند و به تک تک سوالات یهودیان پاسخ دادند. و یهودیان به حقانیت اسلام و پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم شهادت دادند. چنین واقعه ای در زمان خلافت غاصبانه عمر هم پیش آمد و در آخر بحث، عمر گفت: لولا علی لهلک عمر. اگر علی نبود عمر هلاک میشد.

به احادیث زیر که از کتب اهل سنت است توجه کن.

ابن عباس رحمة الله علیه از وجود با عظمت پیامبر نقل کرده که پیامبر فرمود:، من شهر علمم و على علیه السلام دروازه آن شهر است.پس هر کس علم‏ مى‏خواهد باید از آن در وارد شود.» انا مدینة العلم و علی بابها. این سخن پیامبر است.

جابر بن عبد الله انصارى نقل کرده است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:«منم شهر علم و على دروازه آن شهر است، پس هر کس قصد علم دارد باید از آن در بیاید.» حاکم آن را در ج 3 ص 127 مستدرک خود نقل کرده است و ابن جریر آن را روایت کرده و صحیح شمرده است (کنز العمال ج 15 ص 13 حدیث‏شماره 378-379) و این حدیث میان مسلمانان مشهور است.

ام سلمه می گوید از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود: :«على علیه السلام با قرآن و قرآن با علی است.هرگز از هم جدا نمى‏شوند تا کنار حوض کوثر به سوى من باز گردند»  المستدرک الحاکم ج 3، ص 124

حاکم به سند خود از حسن و او از انس بن مالک نقل کرده است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به على علیه السلام فرمود:«پس از من تو براى امتم در هر موردى که اختلاف داشتند،بیانگرى.»و او اضافه مى‏کند که این حدیث،با همان قید و شرط بخارى و مسلم، حدیثى صحیح است. المستدرک الحاکم ج 3، ص 122

ترمذى نیز در صحیح خود حدیثى را از على علیه السلام نقل کرده است که در آن آمده است،پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:«خدا على را مورد لطف خود قرار دهد.بار خدایا حق را هر جا که هست ‏بر محور او بگردان‏» ج 5، ص 297

و ابو نعیم به سند خود از ابن مسعود نقل کرده است که او گفت:«براستى که قرآن بر روى هفت ‏حرف نازل شد،و در میان آنها حرفى نیست مگر این که ظاهرى دارد و باطنى.هم علم ظاهر و هم علم باطن در نزد على بن ابى طالب است‏» حلیه الاولیا ج 1، ص 65.  ( فیروز ابادی هم در فضال الخمسه این حدیث را نقل کرده است)

امام احمد روایت کرده است که پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به دخترش زهرا سلام الله علیها فرمود:«و آیا نمى‏خواهى که همسرت نخستین مسلمان از امتم و داناترین و شکیباترین ایشان باشد؟ »المسند ج 5، ص 26

حاکم به سند خود از قیس بن ابو حازم نقل کرده است که او از سعد بن ابى وقاص شنید به مردى از اهل شام که به على دشنام مى‏داد،گفت:«اى فلان!به چه علت على را دشنام مى‏دهى؟آیا او نخستین مردى نبود که اسلام آورد؟و آیا او اولین کسى نبود که با پیامبر خدا نماز گزارد؟آیا داناترین مردم نبود؟...سپس سعد گفت:بار خدایا این
شخص ولیى از اولیاى تو را دشنام داد.تا این گروه پراکنده نشده‏اند قدرت خود را بر آنها بنمایان.پس آن مرد شامى از پشت مرکبش روى سنگها افتاد و مغزش شکافت و مرد. المستدرک ج 3، ص 499

تا اینجا از کتب خوده شما اهل سنت اثبات شد که داناترین فرد امت پیامبر، امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیهماالسلام است، مگر نمیگی که ابوبکر بوسیله ی دانایان امت انتخاب شد، پس چرا مولا علی که داناترین فرد امت رسول الله است، در انتخاب ابوبکر هیچ نقشی نداشت؟؟؟!!!

بخش دوم پاسخ:

فرمودی مولا علی علیه السلام با مخالفت با ابوبکر در واقع با امت مخالفت کرده و دانایانی رو که ابوبکر را به خلافت برگزیدند رو زیره سوال برده!!!!!

کسانی با امت اسلام مخالفت کردند که با این که میدانستند مولا علی حق است، بیعت خود را شکستند، و همین ها بودند که پیامبر رو زیره سوال بردند. نستجیربالله. پیامبر در لحظات آخر عمر مبارک و با برکتشان، آنقدری که در مورد مولا علی سفارش کردند،در مورد نماز و حج و روزه و .... سفارش نکردند.

فرمودی عدالت در دوره ابوبکر و عمر و عثمان وجود داشته است. اینجا لازم است من مطالبی رو خدمت شما یادآوری کنم.

در مورد عدالت ابوبکر: طبق آیه 7 سوره مبارکه حشر، و طبق آیه 38 سوره روم، فدک متعلق به حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد. که ابوبکر آن را غصب کرده. حضرت زهرا درخواست بازگرداندن فدک رو از ابوبکر کرد ولی ابوبکر به یک حدیث کاملا جعلی که امثال ابوهریره ها ساختند استناد کرد که مضمونش این بود، ما پیامبران از خود ارثی به جا نمیگذاریم. برای اینکه دروغ ابوبکر مشخص بشود، ما به قرآن رجوع می کنیم.

طبق ایه 6 سوره مریم، حضرت زکریا به خدا عرض کرد، به من فرزندی عطا کن که از من و آل یعقوب ارث ببرد. و همچنین طبق ایه 16 سوره نمل، سلیمان علیه السلام از داوود ارث برد. پیغمبرزاده از پیغمبر ارث برد طبق ایه های قرآن. خب حضرت زهرا پیغمبرزاده هستند طبق قران باید از پیامبر ارث ببرد. حالا عدالت ابوبکر کجا رفته است که فدکی رو که پیامبر در زمان حیات با برکتشان به حضرت زهرا سلام الله علیها بخشیدند، غصب کرد. در احتجاجی که حضرت زهرا سلام الله علیها با ابوبکر داشت، فرمود: ای ابوبکر ایا سزاست که دختره تو از تو ارث ببرد و من از پدرم ارث نبرم. با استفاده از ایات قرآن معلوم شد که ابوبکر دروغ گفته است که پیامبران از خود ارثی به جا نمی گذارند.

این است عدالت ابوبکر؟؟؟؟

در مورد عدالت عمر: افتخار مکتب ما مسلمانان به آن است که بسیاری از سنت های جاهلیت مانند " تبعیض نژادی " را از بین برده است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تمام تلاش خود را در طول 23 سال نبوت خویش کرد تا این مساله را برای مسلمانان روشن کند که تبعیض نژادی عملی کاملا باطل در شریعت اسلام است. شما میدانید که پیامبر عهد اخوت میان سفید و سیاه و ... بست و در نظر پیامبر عرب و عجم یکسان بودند. و خداوند در قرآن می فرماید: گرامی ترین شما در نزد خدا، با تقوا ترین شماست. اما عمر در خلافت غیر شرعی و غاصبانش دقیقا بر عکسه دستور خدا و پیامبر عمل نمود. به فضل الهی نمونه هایی از بی عدالتی های عمر را لیست وار عرض میکنم. بدعت هایش در دین بماند!

1.حکومت عمر حکومتی عربی بود و در مدینه پایتخت اسلام بود. عمر منع کرده بود که غیر عرب ساکن نشود. تنها به دو نفر اجازه ماندن در مدینه را داده بود: یکی هرمزان پادشاه سابق شوش و شوشتر (تستر) که مسلمان شده بود و برای عمر نقشه های جنگی در فتح شهرهای ایران میکشید. برای آشنایی با نمونه ای از این مشورتها بنگرید به : تاریخ الخلفا . سیوطی . ص 143-144

و دیگری ابولولو که غلام مغیره بن شعبه بود. او کارگری ماهر بود و نقاشی و آهنگری و نجاری را به خوبی میدانست. مغیره از عمر خواست که اجازه بدهد ابولولو در مدینه ساکن شود و عمر هم اجازه داد. مروج الذهب . مسعودی 2/322  

تعصب عربی تا این حد بوده است، در پایتخت اسلام کسی غیر از عرب اجازه ماندن نداشت.  تاریخ الخلفا ص 133
البته سلمان و بلال هم بودند که از زمان پیامبر علیه السلام در مدینه ساکن بودند و جزو اصحاب پیامبر به شمار میرفتند.همچنین عمر منع کرده بود که غیر عرب از عرب دختر بگیرد. یا عرب غیر قریش از قریش دختر بگیرد. معالم المدرستین. مولف. 2/364. به نقل از وافی چاپ اول 1412

2.  زبان مردم عجم را فرا نگیرید. اقتضاء الصراط المستقیم، ص162
3. هر کس به زبان فارسی سخن گوید کار ناشایستی مرتکب شده و هرکس کار ناشایستی انجام دهد، مروّتش از بین می رود. ربیع الابرار ج1ص796، تاریخ جرجان ص486

4.هرگاه کارگزاران خود را به جایی می فرستاد با آنان شرط می کرد که: اعراب را نزنید که در نزد دیگران خوار می شوند. آنان را در جنگها زیاد نگه ندارید که موجب انحراف آنان خواهد شد. بالای سرشان نباشید که موجب محرومیت آنان می شود. المصنف ج11ص325، تاریخ الامم و الملوک ج3ص273، مستدرک حاکم ج4ص439، حیاة الصحابه ج2ص82
5. در وصیت او آمده است: تمامی اعراب از مال خدا آزاد شوند. المصنف ج8ص380، ج9ص168

و موارد فراوان دیگری که ذکر آنها بسیار طولانی می شود. در زمان حکومت غاصبانه عمر، زنان پیامبر هر کدام از بیت المال 10000 هزار سکه مقرری دریافت می کردند، اما عمر به عایشه 12000 هزار سکه مقرری میداد.

این است عدالت عمر؟؟؟؟

در مورد عدالت عثمان: در بی کفایتی عثمان همین بس که بنی امیه، که قران از این شجره به عنوان شجره ملعونه یاد کرده است را بر گرده ی مردم سوار کرد. و ظلم و جور های فراوانی به مسلمین شد و تمام کارگزارانش را از بنی امیه ملعونه برگزید. ولید بن عقبه را امیر کوفه کرد. ولید بسیار شرابخوار و اهل فسق و جور بود، تا جایی که به حالت مستی به نماز صبح ایستاد و دو رکعت نماز صبح رو چهار رکعت خواند. این است عدالت عثمان؟؟؟  اگر عثمان عدالت داشت، مسلمین از جاهای دور بر در خانه عثمان اجتماع نمی کردند که عثمان را به قتل برسانند. قتل عثمان بدست مسلمین نشان از نارضایتی مسلمین از عثمان بوده است. حتی طلحه و زبیر و عایشه هم در کشته شدن عثمان نقش داشتند. اگر عثمان عدالت می داشت، بوسیله ی مسلمین کشته نمی شد. حالا چقد از بیت المال را به خویشانش بخشید بماند من چیزی نمیگم. قضاوت بر عهده خدای بزرگ باشد.

خب اینم عدالت 3 تا خلیفه ی غاصب. حالا بذار یه قطره ی بسیار کوچک از عدالت مولا علی برات بگم، حقایق برایت روشن شود.

در مورد فتوحات هم بگم که، فتوحات زیاد باعث شد که اسلام به طور کاملا ناقص به مناطق وارد بشود.

عدالت مولا علی: به خدا سوگند، بیت المال تاراج شده را در هر کجا بیابم به صاحبان اصلی آن باز میگردانم، گرچه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانی خریده باشند، زیرا در عدالت گشایش برای عموم است، و آن کسی که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است. ترجمه خطبه 15 نهج البلاغه امام علی علیه السلام

" درباره اموال فراوان بیت المال که عثمان به بعضی از خویشاوندان خود بخشیده بود. ابن عباس می گوید: روز دوم خلافت در سال 35 هجری قمری، این سخنرانی را ایراد فرمود."

عقیل برادر مولا ، بعد از شهادت مولا علی، با معاویه دیدار کرد، معاویه از عقیل خواست که ماجرای حدیده  محماة را بگوید. عقیل گفت: ماجرا از این قرار است که قحطی و تنگ دستی سختی بر من روی  آورد و از علی ـ علیه السلام ـ استمداد نمودم، اما او اعتنایی نکرد. دست اطفالم را گرفتم در  حالی که فقر و نداری از سر و صورت آنان ظاهر بود. نزد او رفتم و برای رفع فقر و  گرسنگی یاری جستم. علی گفت: اول مغرب به نزد من آی. وقت موعود در حالی که یکی از  فرزندانم دست مرا گرفته بود در نزد وی حاضر شدم. به فرزندم گفت: تا دور شود، آنگاه  به من گفت: عقیل! بگیر، من هم، از آنجا که فقر و تنگدستی عذابم میداد، به خیال این  که کیسه درهم و دیناری تحویلم میدهد با حرص و اشتیاق گرفتم. ناگاه دستم را به قطعه  آهنی داغ گذاشتم. آنچنان داغ بود که گویی آتش از آن متصاعد است! آن را دور انداختم  و مانند گاوی که در زیر کارد سلاّخ قرار گیرد، نعره کشیدم. علی گفت: «مادر به عزا! این نعره تو، از آهنی است که با آتش دنیا داغ شده  است، فردا من و تو چگونه خواهیم بود اگر با زنجیرهای جهنّم ما را ببندند! و این آیه  را خواند: «اذا لأغلال فی أعناقهم والسلاسل یسحبون» سپس فرمود: عقیل! تو در نزد  من بیش از سهمی که خدا قرار داده، حقی نداری، مگر آنچه را که میبینی. اینک به  خانه ات باز گرد.»معاویه با شنیدن این حادثه از سر اعجاب، این جمله را بر زبان آورد: «هیهات هیهات که مادرها از آوردن فرزندی مانند علی عقیمند. (عقمت النّساء  أَنْ یَلِدْنَ مِثْلَهُ)

حالا به من بگو در دوره کدام خلیفه، عدالت رعایت میشد؟؟؟ در زمان خلافای غاصب ثلاث یا زمان مولا علی.؟؟؟

اگر مردم خلافت مولا را قبول نمی داشتند، هیچوقت به درخانه ی مولا نمی رفتند و التماس کنند تا مولا خلیفه بشود. اگر مردم مولا را قبول نداشتند، هیچ وقت حاضر نمی شدند در جنگ هایی که به مولا تحمیل شد، مولا رو همراهی کنن. عمری جان یه کم انصاف به خرج بده. مولا علی در حقه هیچکسی بدی نکرد ولی در عوض در حقه مولا بزرگترین نامردی ها و ظلم ها روا شد. شما خودت بهتر از من میدانی.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:

اسلام قوت نگرفت مگر به شمشیر علی علیه السلام.

شبهای پیشاور، ص 370.

اینم جواب ادعاهای کاملا پوچ و باطل شما سنی مذهب گرامی. و اینکه آخره ادعاهای مسخره ات نوشتی ادامه دارد، بهت هشدار میدم، هر مطلبی بخوای علیه مولا علی بنویسی یا علیه فرزندان مولا علی بنویسی، من به شدت جلوی تو ایستادم و نمیذارم که باعث گمراهی خلق بشوی و من اینکار رو برای رضا و خشنودی خدای بزرگ انجام میدم.

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم:

علی الخیر البشر و من ابی فقد کفر

علی بهترین بشر است، هر کسی انکار کند کافر است.



طبقه بندي:  

۱۳٩۱/٧/٢۱ | پيام ها ()

.: Weblog Themes By M a h S k i n:.